بيانداز ، پس زمانيكه موسى آن را به زمين افكند ، ناگهان مبدّل به مارى بزرگ شد كه با چابكى و چالاكى به راه افتاد ، و موسى از مشاهدهء اين امر غير مترقبّه متعجّب و هراسان شد و با حالت خوف در صدد دفع شرّ آن برآمد ، ( كه اين حالت غير از جبن و ترسويى است كه صفتى ناپسند و ضد شجاعت مىباشد ) ، آنگاه خطاب رسيد كه آن را بگير و نترس كه به زودى آن را به حالت اوّلش ( يعنى عصا ) برمىگردانيم .
در جاى ديگر مىفرمايد : ( و چون موسى آن را ديد كه همچون مارى حركت مىكند ، آنچنان گريخت كه پشت سر خود را هم نگاه نكرد ، گفتيم اى موسى بيا جلو و نترس ) « 1 » .
و بايد دانست كه انبياء الهى از خشيّت ، از غير خدا منزّهند ، نه از خوف ،
( وَ لا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّا اللَّهَ )
« 2 » ، ( و از هيچ كس جز خدا خشيّت ندارند ) .
آنگاه در ادامه خداوند ، معجزهء دوّم را بر موسى عرضه كرد و فرمود : دستت را در گريبانت فرو ببر و آن را نورانى بيرون آور ، بدون اينكه دچار برص و پيسى يا هر حالت بد ديگرى شده باشد و اين امر آيت و معجزهء ديگريست .
( 23 )
( لِنُرِيَكَ مِنْ آياتِنَا الْكُبْرى )
: ( تا از آيات بزرگ خويش به تو بنمايانيم ) ، مىفرمايد آنچه ما بدست تو اجراء كرديم و اين معجزاتى كه بوسيلهء تو نمودار ساختيم براى آن بود كه بعضى از آيات عظيم خود را به تو نشان دهيم .
( 24 )
( اذْهَبْ إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى )
: ( به سوى فرعون برو كه همانا او طغيان كرده است ) ، آيات قبلى مقدمهء رسالت بود و اين جمله امر بر فرمان رسالت است و خطاب به موسى مىفرمايد : به سوى فرعون برو كه او با ظلم و عداوت ، از حدّ خود تجاوز نموده ، ( يعنى ظلم و ستم را از حدّ گذرانده و از روش بندگى عدول كرده و ادّعاى خدايى نموده است ) .
( 25 )
( قالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي )
: ( موسى گفت : پروردگارا سينهام را بگشاى ) .
( 26 )
( وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي )
: ( و كارم را بر من آسان كن ) .
هامش
( 1 ) . سورهء قصص ، آيهء 31 .
( 2 ) . سورهء احزاب ، آيهء 39 .