تو در راه تبليغ آن خود را به تعب بيافكنى يا براى وادار كردن مردم به پذيرش آن به سختى و تكّلف بيافتى .
( 3 )
( إِلَّا تَذْكِرَةً لِمَنْ يَخْشى )
: ( جز تذكّر و يادآورى براى آن كس كه خشيّت دارد ، نيست ) .
( 4 )
( تَنْزِيلًا مِمَّنْ خَلَقَ الْأَرْضَ وَ السَّماواتِ الْعُلى )
: ( فرو فرستادنى از جانب كسى كه زمين و آسمانهاى رفيع را آفريده ) ، ( تذكرة ) يعنى يادآورى ، چون انسان به واسطهء فطرتش كليات حقايق دين را در مىيابد ، امّا به دليل دلبستگى به زندگى زمينى و روى آوردن به دنيا و اشتغال به خواستههاى نفس ، به لذائذ و زيورهاى آن سرگرم مىشود ، آنچه را كه خداوند در فطرتش به وديعه نهاده فراموش مىكند و نسيان و فراموشى در واقع نوعى اعراض است ، كه مجازا فراموش خوانده شده ، بلكه نوعى بىاعتنايى است كه در نتيجه پيروى از تمايلات نفسانى ايجاد شده و اگر انسانها به نوعى متوجّه عاقبت و و بال اين اعراض بوده و از سرانجام خود بيم داشته باشند متذكّر مىشوند و به حقايق فطرى رجوع مىكنند ، پس قرآن تذّكر و يادآورى است براى كسى كه اگر كلمه حقّ را بشنود ، در باطنش خشيتّى ايجاد مىشود و در نتيجه ، ايمان آورده و با تقوى مىگردد و يا حداقل مستعدّ ظهور خشيّت خواهد شد .
يعنى آيات شريفه خطاب به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم مىفرمايد : ما قرآن را بر تو نازل نكرديم كه خود را به مشقّت افكنى ، بلكه آن را نازل كرديم تا دارندگان خشوع را با كلام الهى متذكّر نمايى .
آنگاه در ادامه مىفرمايد : اين قرآن از ناحيهء خداوند متعال عظيمى كه خالق آسمانهاى رفيع و زمين است فرو فرستاده شده ، تا به اين وسيله بر علوّ مقام پروردگار و تعالى ساحت او اشاره نمايد .
( 5 )
( الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى )
: ( خداى رحمان بر عرش استيلا دارد ) ، در اين آيه مسأله توحيد ربوبيّت را كه غرض نهايى دعوت و تذكره است ، بيان فرموده و 4 آيه را به آن اختصاص داده است .