كه باقى ماندنى است ، پاداشش در نزد پروردگارت بهتر و نتيجهاش نيكوتر است ) ، مراد از ( باقيات صالحات ) « 1 » اعمال شايسته است كه نزد خدا محفوظ مىماند و باعث شكر و اجر عظيم خداى متعال مىگردد .
و ( ثواب ) يعنى پاداش عمل و ( مردّ ) يعنى محل بازگشت كه در اينجا مراد بهشت است ، در اين آيه شرح حال طائفه ديگر ، يعنى مؤمنان را بيان مىكند كه خداى متعال راه يافتگان آنها را مدّد مىفرمايد ، و هدايتى بر هدايتشان مىافزايد و در نتيجه موفّق به انجام اعمال صالح و ماندنى مىگردند ( و اين هدايت الهى در نتيجه روى آوردن آنها به حقّ و ايمانى است كه دارند ) ، كه اين باقيات صالحات از نظر اجر بهتر و از نظر مسكن و محل بازگشت نيكوتر است ، چون مسكنى كه اينها به آن انتقال مىيابند ، بهشت جاويد است كه نعم آن زايل نشدنى و ابديست و مسلّما اين نعمات از آنچه زخارف دنيوى كه در نزد كفّار است بهتر است و جمله ( عند ربّك ) اشاره به حكم الهى در خصوص اين مقايسه است و حكم خدا هيچ خطا و اشتباهى در آن راه ندارد .
اين سه آيه جواب از حجّت كفّار بود كه خود را برتر و بالاتر از مؤمنان مىدانستند .
( 77 )
( أَ فَرَأَيْتَ الَّذِي كَفَرَ بِآياتِنا وَ قالَ لَأُوتَيَنَّ مالًا وَ وَلَداً )
« 2 » : ( آيا آن فردى را كه منكر آيات ما بود و مىگفت : سوگند مىخورم هر آينه به من مال و فرزند بسيار داده خواهد شد ، نديدى ؟ ) .
( 78 )
( أَطَّلَعَ الْغَيْبَ أَمِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً )
: ( آيا از غيب اطلاع يافته ، يا از خداى رحمان عهدى گرفته است ؟ ! ) ، استفهام تعجّبى است ، و مىفرمايد : با اين همه دلائل آشكار بر حقانيّت آيات ما ، بعضى افراد منكر وقتى آن سخن كفّار را شنيده با
هامش
( 1 ) . مطابق روايت بعضى مصاديق باقيات صالحات عبارت است : فرزند صالح ، اعمال عام المنفعه ، علم نافع و . . . ( مترجم ) .
( 2 ) . تفسير قمى ، ج 2 ؛ تفسير روح المعانى ، ج 16 ؛ در تفسير قمى از امام جعفر صادق عليه السّلام روايت كرده كه اين آيه در شأن عاص بن وائل نازل شد كه خبّاب ابن ارت از او طلبى داشته و او در جواب مىگويد : موعد من و تو در بهشت باشد ، چون به خدا قسم من در آنجا از دنيا هم ثروتمندتر مىشوم .