( 84 )
( فَلا تَعْجَلْ عَلَيْهِمْ إِنَّما نَعُدُّ لَهُمْ عَدًّا )
: ( تو دربارهء آنها عجله مكن ، كه ما براى آنان روز شمار دقيقى مىنمائيم ) ، ( عدّ ) به معناى شمردن است ، در معنا مىفرمايد : چون اين كفّار از اتخاذّ بتها به عنوان معبود هيچ سودى نمىبرند ، هم خودشان و هم خدايانشان در نهايت بسوى ما باز مىگردند و به هيچ وجه از سيطرهء ما بيرون نمىروند ، لذا تو دربارهء آنها عجله نكن كه من كار ايشان را زودتر يكسره كنم ، همانا من نفسها و اعمال آنها را مىشمارم تا روزى كه شمار آنها به پايان برسد و آن روزى است كه وعدهء عذابشان داده شده است .
لذا شمردن عمر در واقع شمردن اعماليست كه در نامهء عمل نوشته مىشود و ماندن انسان در دنيا براى اين است كه روحش به تكامل برسد و خدا آنچه از عطايا برايش تقدير نموده ، تا به آخر بشمارد و ايشان در سير وجودى خود به كمال نهايى خويش برسند .
( 85 )
( يَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِينَ إِلَى الرَّحْمنِ وَفْداً )
: ( روزى كه پرهيزكاران را محشور كنيم كه به پيشگاه خداى رحمان وارد شوند ) ، ( وفد ) يعنى قومى كه به منظور زيارت و ديدار كسى به صورت سواره بر او وارد شوند ، پس پرهيزكاران به جهت تقوايشان با عزّت و احترام بسوى بهشت كه مقام قرب خداى متعال است محشور مىشوند و حشر به بهشت همان حشر بسوى خداست .
( 86 )
( وَ نَسُوقُ الْمُجْرِمِينَ إِلى جَهَنَّمَ وِرْداً )
: ( و گهنكاران را تشنه به سوى جهنّم برانيم ) ، ( ورد ) كنايه از فرد عطشان و لب تشنه است ، مىفرمايد : گنهكاران را به دليل جرمشان به صورت عطشان بسوى جهنّم مىرانيم تا از آتش آن سيراب شوند .
( 87 )
( لا يَمْلِكُونَ الشَّفاعَةَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً )
: ( شفاعتى ندارند جز آنكس كه از خداى بخشنده پيمانى گرفته باشد ) ، مىفرمايد : كسانى مالك شفاعت در پيشگاه الهى هستند كه نزد خدا عهدى داشته باشند و آن عهد ، ايمان به خدا و تصديق به نبوّت است .
پس اين چنين نيست كه انسان هر كس را دوست بدارد ، شفاعتش كند و به همين