قرب و نزديكى معنوى است نه مكانى و اينكه مولائى مقتدر بندهء ناچيز خود را بخواند و او را به مجلس قرب نزديك گرداند و با او نجوا كند ، رحمت و عطائى ناگفتنى است كه هر كسى لياقت و شايستگى آن را نمىيابد .
( 53 )
( وَ وَهَبْنا لَهُ مِنْ رَحْمَتِنا أَخاهُ هارُونَ نَبِيًّا )
: ( و از رحمت خويش برادرش هارون پيامبر را به او بخشيديم ) ، اين آيه اشاره به اجابت دعاى موسى عليه السّلام است كه از خداوند خواست تا وزيرى از اهلش براى او قرار دهد ، و بوسيله هارون برادرش او را پشتيبانى كند و در امر او مشاركت نمايد ،
( وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي هارُونَ أَخِي اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي وَ أَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي )
« 1 » ، و خداوند مىفرمايد : وجود هارون عطيّه و بخششى از ناحيهء رحمت ما بود .
( 54 )
( وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِسْماعِيلَ إِنَّهُ كانَ صادِقَ الْوَعْدِ وَ كانَ رَسُولًا نَبِيًّا )
: ( و در اين كتاب اسماعيل را ياد كن كه وى راست وعده و فرستادهاى پيامبر بود ) ، مراد از اسماعيل ، اسماعيل بن حزقيل ، يكى از انبياء بنى اسرائيل است ، چون اگر فرزند ابراهيم خليل بود بايد اسحاق و يعقوب را نيز نام مىبرد و يا اگر عنايتى به شخص او وجود داشته قاعدتا بايد بعد از ماجراى ابراهيم و قبل از ماجراى موسى عليه السّلام به حكايت او پرداخته مىشد .
و به هر جهت قرآن مىفرمايد : او فردى صادق الوعد بود ، يعنى كسى كه وعدهء خود را حفظ مىكند و هرگز آن را خلف نمىنمايد و نيز مىفرمايد او هم پيامبر و مأمور به ابلاغ رسالت بوده و هم بواسطه وحى با عالم غيب ارتباط داشت .
( 55 )
( وَ كانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ وَ كانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِيًّا )
: ( و او خانواده و اهل خود را به نماز خواندن و دادن زكات امر مىكرد و نزد پروردگار خويش پسنديده بود ) ، مراد از ( اهل ) خواص از اهل بيت و عشيره و قوم اوست ، مىفرمايد : او ايشان را به نماز و زكات وا مىداشت و چنانچه گفتيم ، نماز ارتباط بين بنده و پروردگار و زكات ارتباط ميان شخص و جامعه اوست .
هامش
( 1 ) . سورهء طه ، آيات 32 - 29 .