تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
تأييد بواسطه روح القدس باشد ، همچنانكه مىفرمايد :
( وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ )
« 1 » ، ( به ايشان انجام امور نيك را وحى كرديم ) ، و مراد از ( لسان صدق ) ذكر خير و ثناء جميل است و ( علّى ) يعنى رفيع . مىفرمايد : ما از رحمت خود ، به آنها امامت بخشيديم يا ايشان را با روح القدس تأييد كرديم و برايشان ذكر خيرى رفيع القدر و بلند آوازه قرار داديم .

[ آيهء ( 57 - 51 ) اشاره به داستان موسى عليه السّلام اسماعيل صادق الوعد عليه السّلام و ادريس پيامبر عليه السّلام ]

( 51 )
( وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ مُوسى إِنَّهُ كانَ مُخْلَصاً وَ كانَ رَسُولًا نَبِيًّا )
: ( در اين كتاب موسى را ياد كن كه وى فردى مخلص و فرستاده‌اى ، پيغمبر بود ) ، ( مخلص ) يعنى كسى كه خدا او را براى خود خالص كرده و غير خدا كسى در او و عملش شريك نباشد و اين مقام بالاترين مقامات عبوديّت و بندگى است و ( رسول ) يعنى پيامبر صاحب كتاب و شريعت كه مأمور به ابلاغ و دعوت مردم است و ( نبّى ) يعنى شخصى كه با عالم غيب از راه وحى ارتباط دارد . پس خداوند موسى را بواسطه خصائص باطنى و كرامات ظاهرى ، براى خود خالص كرده بود و خداوند در طول زندگى او را به ابتلائات گوناگون مبتلا نمود ، ابتدا از مادر و خانواده دور شد و تحت سرپرستى فرعون قرار گرفت ، بعد در طلب يارى مظلومى بر آمد ، امّا ناخواسته شخص متجاوز را به قتل رسانيد و سپس از بيم مجازات فرار كرد و سالها به شبانى مشغول گشت و در راه بازگشت به موطن نور الهى را از كوه طور از وراى شجره مشاهده كرد و مأمور به ابلاغ رسالت شد و خداوند به او فرمان داد تا فرعون طغيانگر و قومش را كه مانند سگهاى درنده به متاع دنيوى متمايل بودند و بنى اسرائيل را با ظلم و ستم ، به استضعاف كشانده بودند ، انذار كند و با آنكه او سالها در قصر فرعون كه يكى از بزرگترين پادشاهان زمين بود رشد كرده بود ، امّا آن رفاه و اشرافيّت نتوانست تا او را از يارى مستضعفين و كمك به بيرون كردن آنها از وضعيّت مشقّت بارشان ، مانع شود و او به امر الهى بنى اسرائيل را از ظلم و ستم فرعونيان رهانيد . ( 52 )
( وَ نادَيْناهُ مِنْ جانِبِ الطُّورِ الْأَيْمَنِ وَ قَرَّبْناهُ نَجِيًّا )
: ( و ما او را از جانب راست كوه طور صدا زديم و او را با رازگوئى به خود نزديك كرديم ) ، مراد از قرب در اينجا
هامش
( 1 ) . سورهء انبياء ، آيهء 73 عليه السّلام .