مىخوانم ، شايد كه در دعاى پروردگارم محروم و بىبهره نباشم ) ، ابراهيم براى آنكه بتواند در خلوت و با حالت خلوص خدا را عبادت كند ، گفت : من از شما مشركان و بتهايتان كنارهگيرى مىكنم تا شايد دعايم بىثمر نشود و اين امر را با حالت رجاء و اميد اظهار كرد ، چون دعا و توجّه در خلوّت از اسبابى نيست كه اجابت را بر خدا واجب كند ، بلكه اگر خدا بواسطه دعا و توجّه ، سعادتى مرحمت كند يا نعمتى دهد و خواستهاى را اجابت كند ، فقط از باب تفضّل است ، علاوه بر اين ، ملاك امور ، خاتمهء آنست و جز خدا كسى علم به غيب و عاقبت امور ندارد ، پس انسان مؤمن هميشه بايد حالتى بين خوف و رجاء داشته باشد .
( 49 )
( فَلَمَّا اعْتَزَلَهُمْ وَ ما يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ كُلًّا جَعَلْنا نَبِيًّا )
: ( و زمانيكه از آنها و آنچه به جاى خدا مىپرستيدند كناره گرفت ، اسحاق و يعقوب را به او بخشيديم و هر يك را نبى قرار داديم ) ، اينكه به جاى اسماعيل ، فرزند ديگر ابراهيم ، از يعقوب نوهء آن حضرت ياد فرمود به جهت آنست كه به متوالى بودن شجرهء نبوّت در خانوادهء آن حضرت و فرزندان يعقوب ( بنى اسرائيل ) اشاره كند .
پس خداوند مىفرمايد : وقتى ابراهيم از مشركان و بتهايشان كنارهگيرى كرد و عبادت را منحصر به خداوند ديد و فقط او را عبادت كرد ما هم رحمت خود را شامل او كرديم و به او اسحاق و يعقوب و ساير فرزندان يعقوب را بخشيديم و همه را پيامبر نموديم ، يعنى شجرهء نبوت را در دودمان ابراهيم قرار داديم ، چون عدهء كثيرى از انبياء در دودمان يعقوب قرار دارند .
( 50 )
( وَ وَهَبْنا لَهُمْ مِنْ رَحْمَتِنا وَ جَعَلْنا لَهُمْ لِسانَ صِدْقٍ عَلِيًّا )
: ( و از رحمت خود به ايشان عطا كرديم و ذكر خير بلند آوازهاى برايشان قرار داديم ) ، ممكن است مراد از رحمت ، امامت باشد همچنانكه فرمود :
( وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا )
« 1 » ، ( فرزندان ابراهيم را امامانى قرار داديم كه به امر ما هدايت مىكردند ) ، و شايد هم مراد از رحمت ،
هامش
( 1 ) . سورهء انبياء ، آيهء 73 عليه السّلام .