يادآورى رحمت پروردگارت به بندهء خود زكرياست ، آن زمان كه پروردگارش را ندايى پنهانى داد ) ، ( نداء ) به معناى صدا زدن با آواز بلند است .
مىفرمايد : اين خبر ، رحمت ياد شدهء پروردگار توست و مراد از رحمت ، قبولى و اجابت دعاى زكريّا از جانب خداى متعال است ، آن زمانيكه زكريّا با آوازى بلند ولى در مكانى دور از مردم ، جائى كه هيچ كس صداى او را نمىشنيد ، به درگاه پروردگارش دعا كرد ، بعضى مفسّران « 1 » گفتهاند علّت اينكه زكريّا پروردگارش را با صداى بلند خوانده است به جهت رعايت ادب است كه بواسطهء گناهان خود و شناخت مقام پروردگارش ، خود را بسيار دور تصوّر كرده زيرا حالت هر كسى از عذاب خدا بترسد همينگونه است .
( 4 )
( قالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي وَ اشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْباً وَ لَمْ أَكُنْ بِدُعائِكَ رَبِّ شَقِيًّا )
: ( گفت : پروردگارا من از پيرى استخوانم سست و موى سرم سفيد شده است ، هرگز در خواندن و دعاى تو اى پروردگارم ، بىبهره و محروم نبودهام ) ، اين كلام در حكم زمينه براى دعاى اصلى زكرياست كه از خداوند درخواست فرزند مىكند ، زكريّا براى جلب رحمت پروردگار و تأكيد بر حاجتش ، مىگويد : استخوانم سست شده يعنى بدن مرا ضعف پيرى فرا گرفته و سفيدى در موى سر من منتشر شده ، همچنانكه زبانهء آتش پخش و منتشر مىشود و اين بيان از بليغترين استعارات در لسان عربست ، و سپس مىگويد : پروردگارا من همواره به سبب دعاى تو قرين سعادت بودهام و هر زمان كه تو را مىخواندم ، تو مرا اجابت مىفرمودى و مرا محروم و شقى نمىساختى .
( 5 )
( وَ إِنِّي خِفْتُ الْمَوالِيَ مِنْ وَرائِي وَ كانَتِ امْرَأَتِي عاقِراً فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا )
:
( و من پس از خويش از وارثانم بيم دارم و همسرم نازاست ، مرا از نزد خود فرزندى عطا كن ) ، منظور از ( موالى ) عموها و پسرعموها هستند و بعضى آن را كلاله و يا عصبه دانستهاند و بعضى آن را عموم ورثه خواندهاند ، به هر حال مراد از آن وارثان غير اولاد صلبى است ، به هر جهت زكريّا در مقام دعا مىگويد : خدايا من از اينكه بعد از مرگم بدون وارث باشم و بىاولاد از دنيا بروم ، مىترسم ، و حال آنكه همسر من نازاست و من
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ، ج 6 .