( 9 )
( قالَ كَذلِكَ قالَ رَبُّكَ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَ قَدْ خَلَقْتُكَ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ تَكُ شَيْئاً )
:
( ملك وحى به او گفت : واقع مطلب چنين است و پروردگار تو فرموده كه اين امر بر من آسان است ، و قبلا نيز تو را خلق كردم ، با اينكه چيزى نبودى ) ، در واقع فرشتهء واسطهء وحى اين كلام را به زكريّا مىگويد تا آن استفهام و استعجاب او را پاسخ داده و به وى آرامش خاطر ببخشد .
پس ( كذلك ) حكايت گفتار پروردگار و مبتدائى است كه خبرش حذف شده ، ( هو كذلك ) يعنى امر و واقع همين است كه گفتيم و در اين بشارت هيچ شكّى نيست و بعد در ادامه مطلب و براى تعليل آن مىفرمايد : پروردگارت فرموده كه اين امر بر من آسان است ، هرگز مراد او از ارادهاش تخلّف نمىپذيرد ، بلكه امر او چنين است كه زمانيكه چيزى را اراده كند ، مىفرمايد : باش ، پس آن موجود مىشود ، همچنانكه قبلا هم تو را از هيچ خلق كرد ، كه اين كلام اشاره به بعضى مصاديق خلقت است و در نهايت آنچه از كلام استفاده مىشود اين است كه با توجّه به اين مطالب ، خلق كردن پسرى از پدر و مادرى پير و عقيم براى خداوند امرى آسان و ممكن است .
( 10 )
( قالَ رَبِّ اجْعَلْ لِي آيَةً قالَ آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاثَ لَيالٍ سَوِيًّا )
: ( زكريّا گفت : پروردگارا براى من نشانهاى قرار بده ، گفت : نشانهات اين باشد كه سه شب تمام با مردم نمىتوانى سخن بگويى ) ، زكريّا براى آنكه مطمئن شود و حق را از باطل تشخيص دهد و بداند كه خطابى كه به او رسيده خطاب رحمانى بوده نه القاء شيطانى ، از خداوند درخواست نشانهاى كرد و به او خطاب رسيد كه نشانهء الهى بودن بشارت تو اين است كه سه روز و سه شب زبانت جز به ذكر خدا به سخن ديگر گشوده نمىشود و حضرت زكريّا سه شبانه روز سرگرم عبادت و ذكر خدا بود و جز با اشاره نمىتوانست با مردم سخن بگويد « 1 » .
( 11 )
( فَخَرَجَ عَلى قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرابِ فَأَوْحى إِلَيْهِمْ أَنْ سَبِّحُوا بُكْرَةً وَ عَشِيًّا )
:
( پس از عبادتگاه به نزد قومش بيرون شد و با اشاره به آنها امر كرد كه صبح و شام خدا را
هامش
( 1 ) .( قالَ آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ إِلَّا رَمْزاً . . . )سورهء آل عمران ، آيهء 39 .