ثبت شده « 1 » و آن را در برابر همه نصب مىكنند تا بر اساس آن براى آنها حكم شود ( البته اين مطلب با اينكه هر فرد و هر امّتى كتاب جداگانهاى دارد ، منافاتى ندارد ) .
سپس مىفرمايد : در آن زمان همهء گناهكاران را مىبينى كه از مندرجات آن كتاب بيمناكند ، پس مجرم بودنشان علّت براى هراس ايشانست و كلمه مجرم اعّم از مشرك يا كافر است ، يعنى هر فرد گناهكارى اعم از اينكه مشرك يا كافر باشد يا نباشد ، از ديدن آن كتاب هراسان مىشود و همه آنها با وحشت و فزع از احاطهء آن كتاب و تسلّط آن در امر شمارش گناهان و يا از تسلّط آن بر مطلق حوادث با وحشت و هراس مىگويند : واى بر ما ( اين كلام كنايه از آنست كه اين مصيبت آنقدر سخت است كه از هلاكت دشوارتر است ) . اين چه كتابست كه هيچ خطا و معصيت كوچك و بزرگى را فروگذار نكرده و آن را به شمار آورده و در آن هنگام ، خود اعمالشان را نزد خويش حاضر مىيابند ، يعنى همه اعمالشان به صورت مناسب نزدشان مجسّم مىشود نه آنكه فقط صورت مكتوب و نوشته شده آنها را حاضر ببينند ، بلكه عين عمل به صاحبش بازگردانده مىشود و از او تخلّف نمىكند و در اين صورت ديگر كوچكترين شائبه و توهّم ظلم معنا ندارد .
( 50 )
( وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَ فَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّيَّتَهُ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِي وَ هُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا )
:
( و زمانيكه به فرشتگان گفتم : آدم را سجده كنيد ، همه سجده كردند جز ابليس كه از جنيّان بود و از فرمان پروردگارش تجاوز نمود ، آيا او و فرزندانش را به غير از من اولياء خود مىگيريد و حال آنكه آنها دشمن شما هستند ؟ براى ستمگران چه بدل و عوض بدى است ) در اينجا مجددا ماجراى سجدهء ملائكه و تمرّد ابليس را ذكر مىكند و مضمون آيه اين است كه به ياد آر اين واقعه را تا براى انسانها آشكار شود كه ابليس - كه از جنس جنيّان بود - و همينطور فرزندان او ، دشمنان آنها بوده و خير ايشان را نمىخواهند ، لذا شايسته نيست كه انسانها فريب او را بخورند و در لذّات مادّى دنيوى كه
هامش
( 1 ) . در بسيارى از تفاسير ( كتاب ) را ناظر برنامهء عمل هر شخص دانستهاند . ( مترجم )