تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
شيخ ابو زكريا « 1 » را مضاعف گردانيد و بروات نوشته بيكى از ملازمان خود داد و گفت اين براتها نزد شيخ بر و از من سلام برسان و به او بگو فلانى ميگويد كه به خدا سوگند كه در ابتدا نميدانستم و معلوم من نبود كه آن جناب ازين گونه اخراجات ضرورى دارند و ايشان را اين نوع اخراجات [
b
43 ] ضرورى واقع ميشده ، و اگرنه در آن زمان كه وظايف تعيين مينمودم به اين مقدار وظيفه كه در شرط واقع بنام شيخ رقم شده رضا نميدادم . و چون فرستاده نزد شيخ ابو زكريا « 1 » رسيده با او « 2 » ملاقات نمود و صورت حال معروض داشت شيخ دانست كه خواجه بر اسرار واقف شده اين معنى سبب خجالت او شده دست در دامن توبه و انابت زد و مدة الحيات « 3 » پيرامون معاصى نگرديد . گويند كه خواجه نظام الملك يكى از معتمدان خود را كه ملقب و موسوم بود بابو سعيد احمد بن محمّد نيشابورى صوفى مشرف عمارات نظاميه بغداد ساخت و چون مدرسه باتمام رسيد منهيان بسمع خواجه رسانيدند كه ابو سعيد خيانت بسيار كرده زر بسيار از وجه عمارت تصرف نموده و ابو سعيد بر كيفيت حال خبردار گشت و به بصره گريخت و از فرار پشيمان گشته ببغداد مراجعت نمود و پيش خواجه تضرع و استكانت نموده گفت اى خداوند تو اين مدرسه [ را ] خالصا لوجه اللّه بنا فرموده هركه در آن خيانت كرد حساب او به خدا گذار تا تو ثواب يا بى و خائن و بال بقيامت برد . خواجه در جواب فرمود كه اى احمد انديشهء من از مال نيست كه تو بردى ، انديشهء من از آنست كه زمان فوت شد و تدارك آن امكان ندارد ، [
a
44 ] چه من ميخواستم كه بناى اين مدرسه در غايت رصانت و متانت باشد ، چنانچه بمرور ايام و شهور و اعوام انهدام بقواعد آن راه نيابد و ديريست كه گفته‌اند « الفايت لا يدرك » و خواجه به آن خائن زياده ازين چيزى نگفت . و يكى ديگر از مدارس خواجه نظام الملك در بصره است كه از نظاميهء بغداد فسحت و وسعت آن زياده است و آن قريب به قبر « 4 » زبير [ بن ] العوام است و در ظاهر بصره
هامش
( 1 ) - اصل : ذكريا ( 2 ) - اصل : به او ( 3 ) - اصل : مدة الحيوة ( 4 ) - اصل : بعرب ، تصحيح مبتنى بر روضة الصفاست .