تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
مرزا پير بوداق فرزند ارشد مرزا جهانشاه بعزم دفع اميرزاده خليل بولايت يزد رسيد . اميرزادهء نادان از استماع آن [ خبر ] در زمان « 1 » عنان يكران بجانب خراسان انعطاف داد . مخالفان ، اكثر محلات بيرون شهر و قرا و قصبات را بباد غارت و تاراج دادند . شاهزاده پير بوداق [ چون ] خبر فرار مخالفان [ را ] شنيد بسرعت هرچه تمامتر طى مسافت كرده چند منزل از عقب ايشان شتافته با غنايم موفور مراجعت نموده در قلعهء مباركه نزول نمود و دربارهء جمعى كه در دفع اعدا شرايط مردانگى بجا آورده بودند اصناف الطاف بتقديم رسانيد و دو روز در يزد توقف نموده آن‌گاه بمستقر عز و جلال خويش [
a
146 ] شتافت و امير محمود كركراق را بحكومت يزد تعيين فرمود . هنوز ماهچهء لواى كشورگشائى شاهزاده پير بوداق بدار السعادهء ابرقوه نرسيده بود كه زمانهء فتنه‌ساز انواع بلايا بر روى روزگار ساكنان اين ديار گشاد و جان و مال چندين هزار مسلمان [ را ] بباد فنا و تاراج داد . مفصل اين مجمل آنكه امير خواجگى كه مدتى قبل ازين سر از اطاعت مرزا ابو القاسم بابر پيچيده بود و سرحدّ انار را در تحت تصرف درآورده دم از استقلال ميزد درين وقت كه خبر نهضت شاهزادهء عاليقدر [ را ] بجانب فارس استماع نمود كمند همت بر كنگرهء تسخير بلدهء « 2 » يزد افكنده با فوجى از لشكر قيامت اثر همعنان برق و باد متوجه گرديد و بيك ناگاه در باغستان يزد رسيده قبهء بارگاه به مهر و ماه رسانيد و باهتمام تمام بامر محاصره و محاربه پرداخت . امير محمود والى و اكابر و اهالى كه بر قرب وصول لشكر بيگانه اطلاع يافتند برج و باره را مضبوط ساختند و بمتانت حصار و قلعه خاطر را اطمينان داده دل بر محاربه نهادند . و الحق حصار يزد حصاريست كه از رفعت و حصانت شبيه قلعهء خيبر و سدّ سكندر و خندق عميقش بسان عرصهء همت اصحاب كرم عريض و پهناور . شعر
قضا كنگرش را ز برج زحل * به بالا برآورده چندين محل
هامش
( 1 ) - اصل : ضمان ( 2 ) - اصل : بمده