يكى از شعرا تاريخ وفات حضرت خاقان سعيد را چنين گفته :
خاقان زمان كه بود شه رخ سلطان * در جرگهء رى به حكم حى سبحان
يكشنبه كرد روز نوروز وفات * [ a 138 ] تاريخ وفات اوست « خاقان زمان »
مهد عليا گوهرشاد آغا جهت ملاحظهء خاطر فرزند ارجمند مرزا الغ بيك معتمدى نزد مرزا عبد اللطيف كه نبيرهء مهد عليا و ولد ارجمند مرزا الغ بيك بود و در اردوى همايون تشريف داشت فرستاد و پيغام داد كه فرمان فرماى بلاد و عباد از ميان رفت ، مناسب آنكه تو خلايق را دستگيرى نموده نگذارى كه پريشانى به حال اردوى ظفر مآل رسد .
مرزا عبد اللطيف ملتمس مبذول داشته بقيهء آن روز و آن شب پرتعب محافظت اردو نمود . صباح روز ديگر كه از هول آن واقعهء محنت اثر خسرو خاور گريبان افق چاك زد و جهت سوكوارى حضرت شهريارى لباس نيلگون گردون در برافكنده ، مصراع :
افغان ز جهانيان برآمد
صيحهء صبح محشر و فزع « 1 » اكبر در عالم اصغر ظاهر گشت . ماه رويان پلاس شب رنگ پوشيدند و جاى آن بود ، و سلسله مويان رخسار خورشيد آثار خراشيدند و مناسب چنان مىنمود . در زمان اكثر شاهزادگان و امرا با فوجى از اصحاب [ و باشكوه ] و جلال رايت عزيمت بصوب خراسان برافراختند و برخى از جاهلان در اردو بازار دست بغارت برآوردند و غبار فتنه در هيجان آمده غوغاى عام برخاست و مرزا عبد اللطيف سوار گشته به آب تيغ آتش بار گرد آن آشوب را تسكين داد و دو سه روز در غايت [
b
138 ] سعى و اهتمام بداراى « 2 » رعيت و سپاهى پرداخت . بعد از قطع يك دو منزل جمعى از مردم شرير جاهل بسمع شاهزاده رسانيدند كه مهد عليا گوهرشاد آغا با امراى تركمان اتفاق نموده قصد غدرى دارد . چون شاهزاده از نشاهء جنون بهرهء
هامش
( 1 ) - اصل : فرع
( 2 ) - شايد : به دارائى ( يعنى رعيت دارى و سپاهى دارى )