در شهور سنهء خمسين و ثمانمائه لواى نصرت انتما بجانب عراق و فارس برافراشت .
چون مملكت رى مضرب خيام عساكر نصرت انجام شد مرزا سلطان محمّد بعد از تحقيق اين خبر ترك محاصرهء شيراز كرد و روى توجه بجانب فرار آورد و خاقان سعيد عنان انصراف بصوب اصفهان معطوف ساخت و چون در آن بلده نزول اجلال فرمود جمعى از سادات و فضلا [ را ] كه در سلك هواداران مرزا سلطان محمّد انتظام داشتند مؤاخذ و معاتب گردانيد بلكه در اواسط ماه مبارك رمضان سنهء خمسين [ و ] ثمانمائه بياسا رسانيد .
مفصل اين مجمل آنكه حضرت مولاناى اعظم سعيد اشرف الفضلاء المحققين مولانا شرف الدين على اليزدى نور اللّه مرقده كه بلفظ گوهرافشان حضرت صاحبقران امير تيمور گوركان به « حضرت مخدومى » ملقب گرديده بود به خدمت شاهزاده عرض كرده بود :
شعر
چرخ است پير و اختر « 1 » بخت تو نوجوان * آن به كه پير دولت خود با جوان دهد
از اوضاع چنان مفهوم ميگردد كه خاقان سعيد من بعد متوجه عراق و فارس نخواهد شد و تمامى اين ولايات بلكه اكثر معمورهء ايران بر شاهزادهء بلند مكان قرار خواهد گرفت .
و جمعى از سادات عظام [
b
136 ] و فضلاى انام مثل مرتضى اعظم سيد شاه علاء الدين كه ثمرهء شجرهء آل طه و يس بود و نسب سادات عظام حسينيهء اصفهان به آن حضرت ميرسد و مولانا امام الدين قاضى و جناب غفران پناه خواجه افضل الدين تركه كه جد اعلى مرحوم سعيد ميرزا ابو المظفر تركه بود با حضرت مخدومى موافقت فرموده بودند .
چون دار السلطنهء اصفهان بوجود خاقان منصور آرايش يافت جمعى از ندماى مقدمهء مذكوره بعرض رسانيدند حكم جهان مطاع باحقر از آن جماعت نافذ
هامش
( 1 ) - اصل : اخترو