ذكر انتقال خاقان سعيد بخلد برين و بيان بعضى از وقايع اردوى ظفر قرين
حكم نافذ « كل من عليها فان » قضائيست مبرم و قضيهء كليهء
« كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ »
حكميست محكم جمشيد خورشيد كه سپهر چهارم مسند جاه و جلال اوست .
نظم
خورشيد كه هست خسرو چرخ برين * دارد همهء روى زمين زير نگين
[ b 137 ] هر روز كمالش به زوالست قرين * پيوسته چنين بوده جهان را آيين
تقريب آن تشبيب آنكه در آن ولا كه بيمن دولت و حسن معدلت خاقان سعيد مظفر لوا اكثر معمورهء ربع مسكون غيرت كارگاه گردون بود ناگاه بتقدير ايزد متعال صورت عين الكمال جمال نموده خدنگ بلا از شست « 1 » جفا بگشود .
تبيين واقعهء جانسوز و تفصيل حادثهء محنتاندوز آنكه در آن اوان كه مملكت رى محل اقامت خاقان صاحب حشمت بود در روز يكشنبه بيست و پنجم ذى حجهء سنهء خمسين و ثمانمائه موافق اول روز نوروز عزيمت زيارت مراقد مشايخ نموده عنان يكران بدان طرف انعطاف داد . بعد از مراجعت بر طبق آيهء كريمهء
« فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ »
پادشاه ربع مسكون قبل از وصول ببارگاه فلك اشتباه عازم سفر آخرت گرديد و طاير روح شريفش رفيق مسافران آن جهان شده در حظاير قدس و رياض مأوى گزيد .
بيت
دلا نيست دايم بقاى حيات * كه عالم ندارد قرار و ثبات
رسد تخت و بخت ار باوج كمال * چو خورشيد تابنده يابد زوال
بيا تا بگويم بآواز نى * كه جمشيد كى بود و كاووس كى
هامش
( 1 ) - اصل : شصت