اطعمه و اشربه و حلويات ضيافت ميكرد .
گفتار در بيان مخالفت مرزا سلطان محمد نسبت بفرمان فرماى آفاق و نهضت رايات نصرتآيات بصوب [
b
135 ] ولايات فارس و عراق
مورخان پسنديده اخلاق صحايف اوراق را به اين نقوش آراستهاند كه چون فارس مضمار تهور مرزا سلطان محمّد بن بايسنغر بفرمان خاقان سعيد مرزا شاهرخ در ممالك عراق بر سرير سلطنت متمكن گشت خلق بسيار از اطراف بلاد و امصار بر درگاه شاهزادهء عاليجاه جمع آمدند و دخل آن خسرو دريا دل بخرجش وفا نميكرد .
بنابر آن بعضى از مردم فتان بعرض رسانيدند كه ضعف شيخوخت « 1 » بر مزاج هميون حضرت خاقانى مستولى گرديده و قوا بمرتبه [ اى ] ضعيف شده كه آن حضرت را مجال حركت نيست ، فرصت غنيمت بايد شمرد و بلدهء اصفهان و يزد و شيراز را بتحت تصرف بايد آورد .
مرزا سلطان محمّد سخنان فتنهانگيزان را قبول نموده به يك ناگاه بر سر اصفهانيان تاخت و امير سعادت خاوند شاه والى آنجا را كوفته مقيد و محبوس ساخت و اموال بسيار از آن ولايت حاصل كرده بسپاهيان بخشيد و يورش فارس را پيش نهاد همت بلند نهمت گردانيد .
مرزا عبد اللّه حاكم فارس چون قوت محاربه نداشت دروازههاى شيراز را مضبوط و محفوظ كرد و قاصدى همعنان برق و باد بدار السلطنهء هرات فرستاد و كيفيت حادثه را در قلم آورد .
چون اين خبر بسمع شريف خاقان عالى گهر رسيد با وجود [
a
136 ] ضعف شيخوخت « 1 » بواسطهء رعايت ناموس پادشاهى و مبالغهء جناب عفت پناهى گوهر شاد بيگم
هامش
( 1 ) - اصل : شيخوخيت