امير بيكجكاز « 1 » را كه از امراى معتبره مملكت روم بود و در آن اوقات كمر خدمت او بر ميان بسته بود با جنود نامحدود بجنگ امير مبارز الدين محمّد مظفر روان فرمود و جناب مبارزى بر توجه مخالفان اطلاع يافت . با اولاد امجاد و سپاه جلادت نهاد از دار الامان كرمان باستقبال دشمنان توجه نمود و هر دو فريق بهم رسيده از جانبين جمعى [
b
81 ] غريق دريا هيجا گشتند و آخر الامر بيمن شجاعت و مردانگى شاه مظفر و شاه شجاع حريف نصرت و ظفر رفيق امير محمّد مظفر شد و لشكر شيراز طريق فرار پيش گرفته قرين نكبت و انكسار بامير شيخ ابو اسحق پيوستند .
گفتار در بيان نهضت امير مبارز الدين محمد بجانب شيراز و پيوستن شاه مظفر بجوار مغفرت پادشاه بىنياز
در اوايل سنهء اربع و خمسين و سبعمائه همت بلند و نهمت ارجمند امير مبارز الدين محمّد را بر آن داشت كه كمند انديشه بر كنگرهء تسخير مملكت شيراز اندازد و با سپاهى كه از غبار سم سمندشان آئينهء سپهر تيره ميشد و از رؤيت اشعهء اسلحهء ايشان ديدهء ماه و مهر خيره ميگشت علم نهضت بدان جانب برافراخت و امير شيخ ابو اسحق از توجه جنود عراق واقف شده بعد از تقديم مشورت با لشكرى چون سيل پرخروش پنج فرسخى شيراز را محل نزول ساخت « 2 » ، ليكن قبل از قرب وصول جناب مبارزى واهمه بر شيخ ابو اسحق غالب گشته بشيراز مراجعت نمود .
روز ديگر امير محمّد مظفر ظاهر آن بلدهء فرخنده را معسكر ظفر اثر گردانيده به قدر امكان در تضييق محصوران كوشيد و از دو طرف نيران جنگ اشتعال يافته تير و سنگ صاعد وهابط گرديد . تا مدت چند ماه هر روز از وقتى كه بر افق مشرق علم نورانى صبح صادق نمايان ميشد تا زمانى كه تيغ آفتاب [
a
82 ] از حجاب غروب نيام ميساخت شمشير كينه و جدال آخته بود و رايات جنگ و قتال افراخته . در
هامش
( 1 ) - اصل : سكحا ( تصحيح مبتنى بر تاريخ آل مظفر است )
( 2 ) - اصل : ساختن