لشكر دشمن كشته گشته بقيهء ايشان گريز بر ستيز اختيار نمودند . و امير محمّد مظفر قرين فتح و ظفر عنان بمستقر دولت معطوف ساخته روئوس « 1 » نامبارك قطاع الطريق را باردوى همايون فرستاد . و بيشتر از پيشتر بعواطف خسروانه اختصاص يافته قدم بر مسند جلالت نهاد . و بعد ازين واقعه چند كرت ديگر امير محمّد را با نكودريان محاربات بوقوع انجاميد و مادهء فساد آن جماعت در مدت سيزده چهارده سال به بيست و يك مصاف منقطع گرديد .
و در سنهء خمس و عشرين و سبعمائه جناب مبارزى را پسرى خورشيد منظر تولد نمود و بشاه شرف الدين مظفر موسوم گشت . و در سنهء تسع و عشرين و سبعمائه امير محمّد ، مخدومشاه بنت شاه جهان را در حبالهء نكاح كشيد . و در سنهء ثلث و ثلثين و سبعمائه شاه شجاع از آن مخدره متولد [
b
78 ] گرديد . و در سنهء اربع و ثلثين [ و سبعمائه ] جناب مبارزى شاه مظفر را مصحوب خويش گردانيده بملازمت سلطان ابو سعيد بهادر خان رفت و شهريار ايران پدر و پسر را بنوعى منظور تربيت و عنايت ساخت كه موجب رشك و حسد امرا و اركان دولت شد . و در آن سال سلطان ابو سعيد بقشلاق بغداد شتافته امير محمّد نيز اقبال آب ( كذا ) ملازمت موكب اعلى اختيار نمود و از بغداد بنجف اشرف رفته بشرف زيارت مرقد معطر حضرت اسد اللّه الغالب كل طالب على بن ابى طالب صلواة اللّه و سلامه عليه مشرف گشت . و از آن مقام لازم الاحترام بدار العبادهء يزد مراجعت فرمود و در سنهء ست و ثلثين و سبعمائه آفتاب حيات سلطان ابو سعيد روى به مغرب فنا آورد . و در جمادى الاولى سنهء سبع و ثلثين [ و سبعمائه ] كوكب وجود قطب الدين شاه محمود بن امير محمّد بن مظفر از كتم عدم طالع شده بر افق ظهور جلوه كرد .
ذكر شمه [ اى ] از احوال ممالك فارس و عراق و ملاقات كردن امير محمد مظفر با امير « 2 » شيخ ابو اسحق
بعد از وفات سلطان ابو سعيد بهادر خان و فقدان پادشاهى نافذ فرمان در ولايت ايران بهر بلده از بلاد عراق عجم و فارس متغلبى « 3 » رايت انا و لا غير برافراشت و در
هامش
( 1 ) - اصل : روش
( 2 ) - اصل : مر
( 3 ) - اصل : منغلسى