تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
بيت
اى صبا با ساكنان [ شهر يزد از ما ] بگو * كاى سر حق ناشناسان گوى ميدان شما
پس اين مقدمه را بفال نيك گرفته روان قائل را هديهء فاتحه و تحفهء طلب مغفرت فرستادند و متشمر ماليدن بازوى خصم جسور گرديدند . پس به جمع جنگ‌جويانى كه در شهر حضور داشتند اشارت رانده بعد از اجتماع آنها را ملتزم ركاب خود ساخته در خدمت نواب غفران مآب محمد مؤمن خان برادر مهتر خود به مقابلهء خصم شتافتند . صباحى كه در دروازه افق را گشودند به جهت هزيمت سپاه ظلمت مهر فروزان را بيرون آوردند و بر منظرهء طارم چهارم سكنى دادند . آن بزرگوار با برادر مهتر نامدار بالاخانهء سر در دروازه پشت باغ تكيه بر بساط آرامش داده جنود فيروز را بيرون دروازهء مزبور حكم به تسويهء صفوف فرمودند . مير رفيع خان نيز در مكانى كه به سر دوراه اشتهار دارد درب باغ عبد الرحيم خان به ترتيب لشكر خود اشتغال نموده بعد از ساختگى اين كار چون درب دروازه بر صفت درب‌سراى منعم سمت گشادگى داشت به عزم اين‌كه به يورش دروازه را گرفته داخل شده باشد خود با معادل شش نفر از دلاورانى كه روى رزمهء شجاعت بودند زينها را كنده به دست استوار نموده كرّى آوردند و خود را به دروازه رسانيدند . غنى نامى كه به استحفاظ دروازه مأمور بود چون صورت احوال را از اين قرار ديد فورا درب دروازه را مانند ابواب آمال بر چهرهء احوال آنها
جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 397 | ايرج افشار / محمد جعفر بن محمد حسين نائينى