بيت
آئينه « 1 » در غرب و روى تو به شرق * پشت بر تو مىروم خاكم به فرق
بعد از آنكه به حوالى آن سروها رسيد و معنى گمراهى او بر او مكشوف گرديد چون از منزلى كه رخت استرواح در ساحت آن برد گزيرى نداشت خود را به قلعهء خيرآباد واقعه در راه اهرستان [ 132 ر ] رسانيده يكى از همراهيان خود را تعليم نمود كه به زبان مجوسى از قلعهگيان طلب آتشى نموده باشد . چون امتثال كرده در پشت قلعهء مزبوره به زبان مجوسيان آتشپرست نداى طلب آتش درداد يكى از قلعهگيان به اجابت سؤالش آتشى برگرفته به جهت تسليم به دو در قلعه را گشاد .
امير رفيع خان از گشايش آن در ، ابواب مراد را بر چهرهء احوال مفتوح ديده خود و همراهيانش على الغفله داخل قلعه گرديدند و بار نزول در ساحت آن گشودند . محمد على نامى جديد الاسلام از اهل كسنويه بر صورت احوال مطلع گشته به قدم مسارعت مراحل صوب حضور باهر النور اولياى حضرت خانيت را سپرده حقيقت حال را عرضه داشت .
بعد از آنكه آفتاب راى عالى بر ساحت حقيقت امر پرتو اطلاع افكند نخست به جهت حضور سفينهء اشعار خواجهء لسان الغيب شمس الدين محمد حافظ شيرازى طيب اللّه رمسه الزكى مستقبل احوال خود و خصم را از آن تفألى واجب شمردند . بعد از انفتاح ديوان اول ما يرى اين شعر نمود .
هامش
( 1 ) - كذا و مناسب آينه