[ توجه مير رفيع خان عرب عامرى دفعهء دوم ]
توجه مير رفيع خان به جانب يزد كرت ثانى و طرح اساس مبارزت با اولياى حضرت خانى و تجرع بادهء زهر خاصيت هلاك از ساغر انتقام ربانى و ظهور مآثر باطن فيض مواطن آن مؤيد تأييدات صمدانى چون مير رفيع خان مسلك فرار را به قدم مسارعت پيمود و در كاشانهء خويش رحل ورود گشود هواى سربلندى را از سر خود به در كرده بساط انزوا و خمول گسترد و با شاهد گوشهگيرى كه ثبات عهدش با همسران خود پايندگى دارد صباحى به شام و رواحى به بام مىآورد .
چون يك سال به پايان آمد صرصر خيال نهب اموالش به دست متعاقبان از اهل بلده و بلوك يزد شعلهانگيز آتش غيرتش گرديده اراده نمود كه به زلال تسخير آن ولايت مرة بعد اخرى و كرة بعد اولى شرارهء آن آتش را تسكين بخشايد و به مصقل انتقام زنگ دلپرى از آينهء خاطر زدايد .
لاجرم زمانى دراز و ايامى ديرباز اوقات خود را مصروف تهيهء اسباب مسافرت و تداركات لازمهء سفر ناميمون آيت ساخته ادوات حرب و آلات [ 131 پ ] جدال از زره و شمشير و تفنگ و شمخال به جهت جمعيت خود چندانكه ضرور و دركار بود سرانجام نموده و در شهور سال يكهزار و يكصد و شصت و هشت با جمعيت خود توسن توجه به سمت دار العبادهء يزد انگيخت و طرح اساس مكيدت را از اين قرار ريخت كه چنان مسلك مسافرت را پيموده باشد كه احدى بر حقيقت توجه و عزيمت او اطلاع حاصل ننمايد تا بعد از ورود به بلده هنگام بامى كه