و امضاى لوازم خيرات [ 114 پ ] مصروف است .
و از جملهء ايشان نواب مستطاب فلك جناب مالك الرقابى است كه ديدهء گردون مانند او آفتابى بر سپهر سرورى نديده و گوش روزگار به صفت او جهاندارى در عرصهء زمانه نشنيده . فرمان واجب الاذعانش را كاركنان قضا به شرف نفاذ آراستهاند و خرد « 1 » و بزرگ و پير و برنا منطقهء متابعت و انقيادش را بر ميان جان استوار ساخته ، دعاى بقايش بر زبان صغير و كبير جاريست و مهر و وفايش در دل و جان پير و جوان سارى .
هرچند گوش سلاطين جهان از طنطنهء اقبالش پرآواز و ديدهء انديشهء ملوك از مشاهدهء كوكبهء جلالش به حسرت باز است اما از درويش منشى و ضعيفنوازى پيوسته به گرهگشائى كار فروبستگان نقد عمر را صرف مىنمايد و هميشه در يارى و دلدارى دلخستگان در مزرعهء زندگانى تخم دولت و سعادت جاودانى مىكارد . فرّ جمشيدى و شكوه فريدونى را با دانش بقراطى و بينش افلاطونى جمع نموده است و از فرماندهان روزگار به انواع مفاخر و اصناف مآثر امتياز يافته . در بيان اوصاف مرضيهاش همين كافى است كه به عروة الوثقاى ولايت على متمسك است و در اظهار اخلاق مرضيهاش همين بس است كه به حبل المتين مودت آل نبى متوسل . آثار رضاجوئى حضرت آفريدگار در مساعى جميلهاش پيدا و ظاهر است و انوار حسن اخلاص به ائمهء اطهار از چهرهء افعال و ناصيهء احوالش هويدا و باهر . كف دريا نوالش محتاجان را كافل است و همت بحر مثالش غنى و فقير را شامل . صلاى عطايش از اقصاى شش جهت گذشته و درگاه والايش وطنگاه بزرگان هفت كشور گشته . عدلش بر اعتدال فروردين خرده « 2 » گرفته و خلقش بر نسيم اردىبهشت خنده زده .
هامش
( 1 ) - اصل : خورد
( 2 ) - اصل : خورده