أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ » *
داخل خواهد بود . اما از آنجا كه راه وصول به اين مأمول به سدّ « الشيطان يعدكم الفقر » مسدود گشته و آن لعين در كمين طالبان سعادت نشسته به آسانى دست هر بىسامانى به دامان وصال اين آرزو نمىرسد و به اندك التفات و اراده و رغبتى همآغوشى او تن نمىدهد مادام كه دست توفيق قامت قابليت بختيارى را به طراز ديباى زيباى سعادات دو جهانى نيارايد قابل همآغوشى آن شاهد رعنا نيست و تا اينكه دهقان سعادت نهال اهليت صاحب فتوتى را در جويبار مردمى و جوانمردى پرورش ندهد مثمر آن ثمر روحافزا نخواهد بود . بايد كه اول نداى شادىفزاى « و اللّه يعدكم مغفرة منه و فضلا » به گوش هوش نيوشند و بعد از آن به همدستى رفيق توفيق در آبادى و خرابى مزرعهء حسن عمل و طول امل كوشند و مفاد « الدنيا مزرعة الاخرة » را كار بندند . تا اينكه شاهد مقصود برقع گشايد و شجر مراد به برآيد . پس خوشا حال صاحب سعادتى كه به اين درجهء عظمى رسيد و اين كالاى گرانبها در بازار دنيا با بضاعت مزجاة خريد و پيش از اندراس اساس بىبنياد اين دار الفساد طرح منزلى در عرصهء دار الخلود انداخت و قبل از رحلت از اين منزل كربت در دار آخرت آرامگاهى ساخت ،
« ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ » . *
بلى خدا را طايفهاى از بندگان است كه صفاى صفوتشان كدورات علايق را زايل ساخته و پاكيزگى طينتشان پردهء ظلام عوايق را از پيش ديدهء بصيرت برداشته . نه هرگز طائر دوستى مال دنيا در ساحت سينهء ايشان آشيان گزيده و نه در هيچ وقت پرتو التفاتى از خورشيد ضميرشان بر ساحت اين عالم تابيده ، و پيوسته همت ايشان در احياى مراسم سنت