آوارگى از وطن مىپيمود .
تطويل چيست ، شاهد ولايت به كلى از حلل آبادانى و شهريت كه مستلزم تمدن اصناف و كسبه و تاجر و پيلور و اهل فلاحت و دهقنت و خداوندان اعتبار و صاحبان عزت و وقار و بازرگانان سرمايهدار و ارباب سيف و خامه و بالجمله خاصه و عامهء اهل هر حرفه و هر پيشه باشد عاطل بود ، و درگاه جلوهگريش در نظر صاحبنظران قصورى كامل .
بعد ما كه از بركت مقدم ميمنت شيم آن امير گردون وقار خاك آن ديار در نظرها خاصيت سرمهء صفاهائى آشكار ساخت و خيام توقف اولياى آن حضرت گردون بسطت در ساحت آن بلد برپا گرديد و مسند ايالت آن كشور به جلوس سعادت مأنوس آن سرور والاگوهر طراز يافت ، به مهندسى عدل عالمآرا آهستهآهسته طرحريزى تعمير آن خطه را نصب العين اهتمام فرمود و روزبهروز بلكه ساعتبهساعت و دقيقهبهدقيقه بر مراتب اهتمام خويش در آن باب افزود .
تا امروز كه اوايل شهور سال يكهزار و دويست و چهل و پنج است و از عهد جلوس مبارك او بر سرير خانيت هشتاد و پنج سال گذشته به ميامن عهد عدالت آن بزرگوار و ساير فرزندان كامكار كه عقبا بعد عقب هريك زيببخشاى مسند خلافت او بوده و مسلك حكومت آن ولايت را پيمودهاند ساحت آن خطه در نزهت رشكافزاى فردوس برين گرديده ، و اگر احيانا بساط آبادى آن سامان لگدكوب تعدى بيگانگان شده بعد از انتكاس لواى اقتدار آن بيگانه كه نگين ايالت به انگشت يكى از فرزندان دولتيار آن حضرت قرار گرفته تدارك ويرانى آن را
جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 337
مساهمون: ايرج افشار
ص٣٣٧