املاك و رقبات و قنوات و مستغلات « 1 » گرديدند و چندان اموال از دخار كردند كه از اندوختهء آنها پشت در پشت و عقب در عقب و اولاد در اولادشان تا انقراض عالم متمتع و بهرهياب خواهد بود و هريك با شاهد توطن آن مقام عقد دوام بسته رشتهء علاقهء اوطان خويش را به مقراض استيناس با خاك آن خطه از هم گسستند و از اطراف عالم كاروان در كاروان نفايس اموال و طرايف اجناس و تحايف قماشات حتى خسايس مأكولات به حمل مطايا و دواب وارد شهر گرديد و راه آمدوشد بارهاى سقط و پشمينهآلات از بنگاله و كشمير مفتوح شد و بازارها ترتيب يافت و دكانها [ 111 ر ] به اصناف امتعه و اقمشه و فواكه و حلويات و بالجمله تمامت مأكولات مشحون گرديد . قنوات احداث شد . آبها بر روى كار ولايت آمد . باغها و بساتين آراسته به درختان ميوهدار و گلهاى رنگين پديد گرديد . موات زمينها به معرض احيا خراميد . آبادى ولايت و كثرت متوطنين به درجهاى رسيد كه خارج از حصار شهر شهرى ديگر ساختند و در آن طرح سكنهها و بيوتات دلكش انداختند و جمعيت بيرون اضعاف مضاعف كثرت اندرون گرديد ، و هر روز بلكه هر آن به توجه غريبان و توطن در آن سامان عدّت مردمان دو چندان مىگشت .
حسن سلوك آن بزرگوار به غرباى امصار به درجهاى رسيده كه كمتر وقتى اتفاق مىافتاد كه از كلى گرفته تا جزئى ابواب هدايا و تحفش بر چهرهء احوال آنها باز نباشد ، و پاى اهتمامش در مقام آبادانى ولايت به مرتبهاى ثابت نمود كه به وفور نعمت و غايت رفاهيت و جريان
هامش
( 1 ) - اصل : مستقلات