تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
در وضع بر آن ديگر بالضروره مىافراشت ، و استحسان اين قاعدهء شريفه و متانت اين قانون ميمون به برهان عقلى است . چه هيچيك را به حسب جلالت موروث بر ديگرى سمت تقدم و رجحان نيست ، و از اينكه همه گوهران يك درج‌اند با يكديگر در گرانى قدر و ارزندگى به نظر جوهرى عقل در تحت يك تسعير درج‌اند . پس رجحانى كه بعضى را بر بعضى بايد باشد جز به تقدم و تأخر سنى ملحوظ نمىتواند بود . اللهم ، مگر اينكه آن كهتر بعلاوهء جلالت موروث گوهر بزرگوارى مكتسب را به چنگ احوال آرد و مسلك جمع ميان بزرگى موروث و مكتسب را به قدم قابليت خداداد سپارد كه با فرض اين مقال در هرحال شايستهء رجحان و تقدم بايد باشد . و از جمله مآثر عدالت آن داور دادگستر كه منتج نتيجهء آبادانى ولايت بود اين است كه عهدى كه تشريف‌فرماى ساحت خطهء يزد گرديدند و به فر قدوم مبارك عرصهء آن سامان را غيرت‌افزاى بهشت برين ساختند آبادى از بناهاى آن ديار مانند صبورى از خاطر عاشقان بيقرار هزار فرسنگ دورى نموده و ساحت آن خطهء سعادت انتساب با دلهاى نژند دل‌باختگان بيتاب در ويرانى مسلك مشابهت پيموده . حسب الحال آن مرزوبوم مضمون اين گفتهء حقيقت فرجام بيت
در آرامگاه غزالان شوخ * چرا كرده گوران ناخوش خرام
ساحت آن سامان از سمت توطن و علامت تمدن ارباب اعتبار يكسو ، يعنى ما صدق - شعر
و بلدة ليس بها انيس * الا اليعافير و الا العيس