تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
خواهد بود كه تا نفس آدمى به زيور كمال آرايش نيابد از اين قرار رد و قبولش موجب ذلت اعزه و عزت اذله نتواند گرديد . و از جمله خصال مرضيهء آن بزرگوار اينكه با كمال جلالت طرح مصاحبت با ضعفاى رعيت مىافكند و به دستمال عاطفت غبار كلفت مسكنت از صفحهء احوالشان مىبرد « 1 » و ابواب استفسار احوال بر چهرهء آنها مىگشود و از مجارى امورشان استفسار مىنمود و به غور كار آنها مىرسيد . و هرگاه مستمندى به مرض فاقه مبتلى بود به داروى عطا مداوا مىنمود و اگر مظلومى زخمىكارى از ناوك اجحاف ضابطى يا كدخدائى بر دل مجروح داشت مرهم دادرسى را به التيام جراحت درونش مىگماشت . اگر مقروضى را قامت احوال زيربار قرضى خم بود به برداشتن بار گران از دوش دل ناتوانش اهتمام مىفرمود . اگر عزبى از سختى عزوبت شكايت آغاز مى - كرد برگ تزويجش را ساز مىكرد . اگر صاحب فراشى از آتش رنجورى مىگداخت طبيبان را به معالجتش روانه مىساخت . بالجمله بينوايان را نوا و رنجوران را شفا ، بيكسان را كس ، [ 107 پ ] غريبان را مونس - فقيران را درهم ، مجروحان را مرهم - بيماران را طبيب ، محرومان را نصيب - ناكامان را بخشايندهء كام ، گمنامان را رساننده به نام بودى . و در ابطال انكار منكرين خويش و دعوى جاحدين معاندت‌انديش به دستيارى اين خجسته صفات يد بيضا مىنمودى . و از جمله آيات بزرگوارى آن مقنن قوانين آداب اينكه كافهء فرزندان كامكار و عامه منسوبان و متعلقان نامدار خود را به نسبت بزرگترى و كوچكترى تقدم در وضع و تأخر مقرر مىفرمود ، و اگر يكى يك روز بر ديگرى به حسب سن تقدم داشت به رعايت قانون پسنديده رايت تقدم
هامش
( 1 ) - كذا ، ممكن است « مىسترد » بوده و كاتب غلط نوشته .