آنها را به ضيافتسراى كرم خويش خواسته و ميهمان ناخوانده نيستند كه قدر و مقدارى نداشته باشند ، و بر عادت كريمان كه كسى را در سراى اجلال ميهمان سازند تمامت فرزندان و عموم متعلقان و كسان خود را به تقديم شرايط مهماندارى آنها مىگماشت و بعد از آنكه مجلس ضيافت به انقضا مىپيوست و زمان آن مىرسيد كه هريك راه كاشانهء خود پيش گيرند و متوجه ديار خود گردند جيب ايشان را از جواهر فوايد و احسان مالامال مىساخت و از خاصهء خود هرقدر كه مستوجب آن بودند مكرمت مىفرمود و نامداران فرزندان و كسان خود را مأمور مىساخت كه هريك فراخور وسعت و به اندازهء قدرت ميهمان غريب را مددى نمايند و توشه همراه فرمايند . لاجرم حسب الامر عالى هريك از مأمورين حكم مطاع به وظيفهء خود عمل مىنمودند و مسلك امداد او را به قدم عطيه فراخور توانائى خود مىپيمودند . اگر خواهى بهرهاندوزى آن ميهمان غريب را از خوان مكرمت و احسان آن فرخنده ميزبان قياس نمائى و استفادتش را از فوايد عامهء آن بزرگوار عيارگيرى مقياس علو همت [ 104 ر ] سامى و معيار عدّت فرزندان گرامى ايشان خواهد بود .
هوشياران را در اين چه شك است كه به مدلول « هل جزاء الاحسان الّا الاحسان » هر سعادتمندى كه در مزرع دنيا تخم هرنوع نيكوئى كه كاشت در سراى عقبى كه ميقات رفع محصول است همان جنس حاصل برخواهد داشت و به مدلول « كما تدين تدان » هر نفسى در عرصهء عدل كبريا لواى جزا بر وفق كردها خواهد افراشت ، و اين خود قانونى است كليه و قاعدهاى
جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 322
مساهمون: ايرج افشار
ص٣٢٢