تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
كيوان را به پاى بلندى قدر و شان مىفرسود از زمرهء ارباب [ 104 پ ] ادعا و رافعين اعلام عناد و بغضا ، احدى قصد ولايتش نكرد و به نيت تسخير مملكتش رو نياورد . مگر اينكه اسباب انهرامش از زمين و آسمان بدون تجشم عدّتى و زحمت جمعيتى كه به دفاع خصم بدگوهر از جانب آن سرور انگيخته شوند فراهم مىآمد و به تيغ فساد نيت تسخير مملكت جحيم مىكرد و سر به پاى هلاك مىگذاشت و به‌ندرت كه در مقام دفاع بعضى دشمنان به تجشم جمعيتى شايان احتياج مىافتاد . هنوز تلاقى فريقين حق و باطل دست نداده و دو صف مقابل يكديگر نشده دشمن مغلوب و مقهور و سپاه نصرت دستور مظفر و منصور به خدمت عالى مىپيوستند . بالجمله كسى ياد ندارد كه هرگز در معركهء عداوت دشمن طريق مغالبت سپارد ، بلكه هميشه نسايم ظفر از مهبّ « و ما النصر الا من عند اللّه » بر پرچم لواى جمعيت نصرت اثر در اهتزاز و ابواب فيروزى بر چهرهء احوال مواليان حضرت خانيت باز بوده ، خواه دشمن ضعيف و خواه پرزور ، خواه صاحب عدّت قليل و خواه خداوند لشكر سلم و تور . بناء عليه اگر در حديقهء خاطر عاطر عالى درخت توكل غرس نگرديده به سقايت سحاب توفيق الهى ريشه به قعر زمين و شاخه به اوج آسمان نرسانيده بود دست مراد مواليان ميوهاى گوناگون فناى دشمنان و هلاك گردنكشان ايشان را از كجا اقتطاف مىنمود . اگر هم خواهى كه به قاعدهء مصطلحين ميزان معنى كه تعبير به منطق مىرود قياسى ترتيب دهيم كه منتج نتيجهء مدعا باشد پس مىگوئيم كه آن بزرگوار مهمات كليه و جزئيه‌اش از جانب پروردگار مكفى بود و هركه مهمات كليه و جزئيه‌اش از جانب پروردگار مكفى باشد توكلش از همه كس بيشتر
جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 324 | ايرج افشار / محمد جعفر بن محمد حسين نائينى