ذات و نزاهت صفات و ملكات ملكى آيات آن بزرگوار را معلوم گرداند كه تا چه پايه بوده ، خاصه چون مدحتگر و منقبتگزار يگانه صديقى مانند شيخ سابق الالقاب باشد . چه از علوّ رتبت مادح رفعت شان و جلالت قدر ممدوح قياس توان نمود و به راهنمائى خضرى چنان مسلك مدعا را بى لاحقهء ضلال توان پيمود .
چون بيم اينست كه بعضى از اشخاص كه همّت به مطالعهء اين روزنامه مىگمارند شايد قوهء دريافت عبارات عربيه نداشته باشند لاجرم همت به ترجمهء تقريبيهء اين دو خطبه مصروف مىسازد و ساحت خاطر را از شواغل وساوس اين مقدمه مىپردازد .
ترجمهء فاتحهء اولى
براى آمرزش بزرگوارى كه اعراض صفات كمال و ادب را در جوهر ذات ملكى ملكات خويش فراهم كرده و سر برگزيدگى در ميان همه طوايف عرب و عجم برآورده ، كسوت اصالتش به طراز طهارت زينت يافته و جامهء نسبش به تاروپود كرامت درهم بافته ، شاهد كردارش را خلخال زيبائى زينت ساق است و كاخ حسبش را بزرگى و جلالت به منزلهء ستون و رواق ، شخصش شاهبازى كه به اوج رتبهاى بلند ترقى جسته و يا نباتى كه از ساحت گلزار مكارم اخلاق رسته ، آهنربائى كه دلهاى زمرهء بنى آدم را به خاصيت قبول عامه به خود كشيده ، و خداوند تقوائى كه براى ياورى امام دوازدهمين خليفة اللّه فى الارضين به مذاق [ 102 پ ] خاطر چاشنى شهد اميد چشيده ، بلندى جوى تمامت همگنان و مانند آن ، طوقگذار گردنهاى همه مردم به بخشش و احسان ، فراگرفته شده به يارى پادشاه پاك و منزه بىنشان