تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
بسط مآثر اقبالش سمت رجحان تواند داشت . و نيز احوال ساير افراد حكام غير از سلسله را كه هريك چندى مسلك حكومت يزد پيموده‌اند هريك را به جا و مقام خود در تحت نگارش آرى و تاريخ مفيدى را به ذيل اين تاريخ كه مسمى به جامع جعفرى بايد باشد مذيل سازى . پس در عشر ثالث شهر محرم الحرام از شهور سال يكهزار و دويست و چهل و پنج ( 1245 ) عربى مطابق عام سعادت فرجام اودئيل تركى از سنين فرخنده آيين عهد دولت همايون و سلطنت ابد مقرون بانى مبانى معدلت مؤسس اساس نصفت طراز كسوت سلطنت بيزوال زيب اورنگ خوقنت ابد اتصال ، حسام نيام قهرمانى ، ضرغام كنام گيتىستانى ، آفتابى كه انوارش همه سخاست و ماهتابى كه اضواءش يكسره عطا ، سحابى كه قطره‌اش همه درر است ، عبابى كه حبابش سراسر گوهر . اگر شهريارى را به شخص انسانى تشبيه كنند ذات همايونش به منزلهء ديدهء بيناست و هرگاه تاجدارى را به اجرام فلكى نسبت دهند شخص اقدسش به مثابهء خورشيد جهان‌آرا . اگر عدالت را بحر خوانيم اوست گوهر رخشانش و اگر مروت را سپهر دانيم اوست اختر تابانش . خلافت اگر فلكستى نوحش جز او نيست و اگر فلكستى يوحش غير او نه . ذو القرنين بأسش سدى بر روى يأجوج فتنه كشيد چنان كه با نسبت استحكامش سد سكندر گوئى مهلهلات حرير و يا نسيج عنكبوت است و مهندس همت همايونش طرح‌سرائى درخور يونس جاهش ريخت چنان كه با نسبت وسعت آن فضاى جهان بطن حوت . دستش را اگر ابر گويم راه مدحت ابر پويم زيرا كه سخاى اين مطر است و عطاى آن گهر . به دست معدلت ظلم‌سوز ابواب اجحاف بر چهرهء مظلومان