طاعت آن واجب است از بهر امن و عافيت « 1 » * خدمت اين لازم است از بهر جاه و برترى
لايقت نبود اگر در روشنى شهزاده را * راى نورانيت با خور مىنمايد همسرى
خاك پاى خسرو دوران شه جم احتشام * تاركت را تاج و لابد سطح گردون بسپرى « 1 »
عرش اعظم شاه فردوس برين ماواى را * كى كند با آستانش عرش اعظم همسرى [ 71 پ ]
و مغبوط زمزهء تاجداران و محسود فرقهء شهرياران و ضرب المثل خواقين عرش آستان و مآثر لشكركشى و دشمن كشيش تا انقراض عالم از غايت غرابت ثبت جريدهء سيه سپيد جهان و در هر غزوهاى از غزوات نسايم فيروزى بر پرچم لواى جهانگشايش وزان ، به حصن منيع و معقل مشيد حمايت آن خديو دارا درايت پناهيد و به حبل المتين بندگى و عقيدت آستان عرش رفعت همايونش شرايط تمسك به تقديم رسانيد .
لاجرم روز به روز آثار ترقى و اقبال از وجنات حالش بروز نموده به يمن تولاى آن دولت اسيس و تبراى معاندان خسيس بناى اقتدارش از رفعت به درجهاى رسيد كه دست انداد و اقران از وصول به نازلترين پايهء آن كوتاه گرديد و صادرات ايام اقبالش شايستهء آن گشت كه ارباب تواريخ متون اوراق دفاتر را به ذكر آن موشح سازند و به ضبط واقعات روزگار اقتدارش پردازند .
و از اينكه اين بنده نظر به ملازمت خدمت ميمون شاهزادهء آزادهء عديم الاكفاء نواب مستطاب اشرف و الا محمد ولى ميرزا ايده اللّه تعالى كه
هامش
( 1 ) - ناخواناست به علت آبديدگى .