تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
چندى به فرمان همايون داور قيصر دربان پدر سليمان‌شان خود قلادهء حكومت يزد را متقلد بود رحل اقامت در آن سرزمين افكنده داشتم و تخم تتبع امور حكام سلف در زمين احوال مىكاشتم و كما هو حقه بر صادرات ايام اقبال امير معظم مهين و آباء اولين او سمت وقوف و عثور يافتم . و واسطهء عقد اشبال او چاكر درگاه عبد الرضا خان بعد از انتكاس لواى اختيار شاهزاده حسب الحكم خديو قيصر دربان زمام بيگلربيگى آن سامان به كف كفايت درآورده مرا به رسم شاهزاده كافل مهم انشاء ساخته روزى فرمود كه چون مورخ جامع مفيدى ، محمد مفيد البافقى اليزدى روح اللّه روحه احوال اجداد ما را كه هريك در عهد سلاطين صفويه متصدى خدمات بزرگ بوده‌اند در تاريخ خود ضبط نموده و رشتهء حكايات را تا سال يكهزار و نود و شش هجرى كه تاريخ اتمام كتاب مزبور است منقطع ساخته لاجرم ميل خاطر بر آن است كه چون از عهد اتمام كتاب مزبور تا زمان ميرزا عنايت سلطان كه از اجداد اخيرهء ماست فاصلهء زياد نيست احوال وى را عنوان نموده رشتهء حكايت و سلسلهء روايت را همه‌جا از دست نداده تا به مخلص ايام حكومت عالى بلكه حكامى كه بعد ازين نيز كافل مهم حكومت يزد مىشوند و به ترتيب احوال هريك از پدران و برادران مرحوم ما را از آن زمان تا اين عهد خجسته [ 72 ر ] در طى نگارش درآورده از جزئى و كلى امورى كه در عهد هريك وقوع يافته حتى اجراى قنوات و احداث چشمجات و بناى مدارس و ساير عمارات و وقف موقوفات و ساير مبرات چشم نپوشيده تسامح رواندارى و به تفصيل احوال پدر سعيد مغفورم محمد تقى خان مزيد اهتمام گمارى و به زوايد بسط مخصوص دارى . چه از ربيبان دولت خاقان كشورستان سعيد شهيد و بر احوال ديگران