تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
سرشك ديدهء خونبار در هجران موكب نصرت آثار نمودار لئالى شاهوار بودى . پس نه شگفت اگر گوش شاهد اثر وصل آن را لايق نمودى . اصغاى مسامع همايون نمودم كه ، لمؤلفه
و سلطان ارق المساكين تارة * و انت الذى ما زلت عطفا ترافق
ترجمهء آن را چنين شنودم كه بسا پادشهان كه بارى راه رقت گدايان نپيمودند و ذات يگانهء تو با رعيت پيوسته مرافقت نمودند . خواندم كه ، لمؤلفه
تنسمت ذروة العليا قوائمه * لما الم سرير من قدومك شاهق
سرائيد كه يعنى تا تخت‌جمشيدى به مقدم همايون اخشيدى تيمن يافت پايهاى آن . . . . . « 1 » به ذورهء عيوق شتافت . عرض كردم ، لمؤلفه
لئن فاق بعض الناس بعضا بمالهم * فانى عليهم من مديحك فايق
اعلان راى همايون . . . . « 1 » كه اگر بلندى جستن پاره‌اى مردم بر پاره‌اى ديگر سبب هر فخريه‌اى است كه ايشان راست ، پس اين بنده را رتبت تفوق بر همه بواسطهء مدحتگرى خديو گيتى آراست . سرائيدم كه ، لمؤلفه
طوبى لمن قد ظل فى ظل قربكم * ويل لمن هوبات منكم يفارق
هامش
( 1 ) - به علت آبديدگى محو شده است .
جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 214 | ايرج افشار / محمد جعفر بن محمد حسين نائينى