مىكرد و در ضمن هر جوابى تضمين دعاى دولت روزافزون را بر ذمت زبان ثناخوان خويشتن فرض ، [ 66 پ ] اشادت اركان استفسار سؤالات علميه را بالمشافهة العلية و بمباشرة نفسه النفيسة المباركة اكتفا نيارستند و فخر الدوله را حسب الاشارة البهية كافل مهم تتميم آن خواستند .
لاجرم در محضر همايون به موجب حكم قدرنمون به پاى تجلد ايستاد و به مفتاح اختبار ابواب استفسار بر چهرهء احوال اين بنده گشاد .
اول پرسيد كه موضوع هر علم عبارت از چيست ؟ گفتم جز عبارت از آنچه در آن علم بحث از عوارض ذاتيهء آن كنند نيست و تمايز موضوعات تا بدان واسطه علوم از هم متمايز گردند . هر آينه حتمى مقضى است ، به نقض اين قاعدهء مقرره ، گفت تمايز علم صرف و نحو و منطق و معانى بيان ؟ خداوندان المعيت ثاقبه را معلوم راى اضائت ارتسام است ، با آنكه موضوعات آن علوم از هم متمايز نيستند . چه موضوع هريك كلمه و كلام است ، گفتم از آن راه كه حيثيتشان اختلاف دارند بالضروره از هم مسلك تمايز توانند سپارند . چه كلمه و كلام موضوع علم صرف است من حيث الصحة و الاعتلال و موضوع علم نحو نيز لكن من حيث الاعراب و البناء . چنان كه موضوع علم معانى بيان است من حيث الفصاحة و البلاغة . سأل عنى تعريف المنطق ذلك الحبر . قلت آلة . . . . « 1 » تعصم مراعاتها الذهن عن الخطاء فى الفكر .
پرسيد كه حكما برهان استدارت افلاك چه گفتهاند . گفتم درهء برهان را جز مثقب قانون « الواحد لا يصدر عنه الا الواحد » نسفتهاند . چه وحدت جرم فلك به جهت بساطت مانع از اينست كه جز يك فعل كه عبارت از سطح . . . . . « 1 » از آن صادر گردد .
هامش
( 1 ) - كلماتى به علت آبديدگى صفحه خوانا نيست .