گفت مىگويد شير آسمان بعد از زيارت آن آستان تخم اين تمنا در مزرع خاطر كشتى كه كاش سگ آن گشتى . اين اشعار به معرض اظهار درآوردم كه ، لمؤلفه
متى ارتفعت سحب النقايع فى الوغا * و امطر نيرانا سيوف بوارق
و دقت رئوسا للكماة مقارع * و مجت نجيعا للعداة مفارق
و دبدب طبل و الجياد ضراير * و حمحم خيل و اللتوت سوابق
تظن الورى ان يأمنوا الصعق لمحة * بان ينفخوا فى الصور و الخلق صاعق
و افتخ من لحم القليل مكاسبه * من اشلاء اعداء له اللّه رازق
مترجم دام ظله كمر ترجمه استوار ساخت و به عرض همايون رسانيد كه ناظم نقل كلام از تفصيل آرزومندى خاطر صاحب غرام مثول درگاه خسرو ايام به تعريف رزم همايون نموده مىگويد كه زمانى كه ابرهاى غبارانگيخته در ميدان مبارزت بلندى گزيد و ميغ تيغ باران نيران باريد و غريو كوس و صهيل اسبها به گوش گردون رسيد آفريدگان را با فرض استقرار حالت هوشيارى نفح صور به خاطر خليد و اجساد كشتگان تيغ سپاه منصور كافى مهم معيشت روزگاران دراز و قرنهاى ديرباز عقبان و نسور توانستى گرديد . برخواندم كه ، لمؤلفه