تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
شاخسار خاطرات ازهار آمال بردماينده . اصغاى مسامع عليه نمودم كه ، لمؤلفه
ذى النصر فتحعلى شاه الذى ابدا * لراياته النصر مقرون مرافق
مترجم على الرسم به اقتفاى ساير واقفان محضر مستطاب به دو ، بعد از تشرف به عز اصغاى فراز منابر [ 64 پ ] و وجوه دنانير نام همايون خديو عدالت‌تخ ؟ ؟ ؟ ير ، آسمان صفت به تقديم شرايط دو تا ساختن قامت ، تعظيم داور يكتا را پرداخت و آن شاه بيت قصيده را بدينسان مترجم ساخت كه خداوند مناقب سابقه كه به تعميت و كنايت ذات اقدسش مفهوم توانستى گشت و مقدم همايونش تخم آن همه فوايد كه در مطاوى اشعار سابقه معلوم آمد در ساحت زمين سرابوستان اصفهان كشت ، داور سكندر چاكر خاقان غلام ، صرصر عزم البرز وقار ، تاج‌بخش ملوك ممالك روزگار ابو النصر و الاقتدار فتحعلى شاه قاجارست ، خلد اللّه سبحانه خوقنته و سلطانه ، كه پيوسته با رايات منصورهء آن خديو صاحبقران نصرت و فيروزى قرين و تؤامان است ، برخواندم كه ، لمؤلفه
مضى نواحى الوجه من غاية الرضا * من ايديه يوما يستفيد الخلايق
ترجمه نمود كه چون اسخيا را هنگام افاضت شآبيب عطا اضائت اطراف رخسار كه مشعر از غايت رضاست ملازم تواند بود آن داور معن غلام حاتم چاكر را روز استفادت آفريدگان از فوايد دست گهربار هر آينه خداوند اضائت رخسار مهر انوارست ؛ به قراءت رسانيدم كه ، لمؤلفه