حضور اعلى گشت ، لمؤلفه
بشرى ايا مزرع الآمال انما * تدارك صوب ما تعدى الودايق
تخم ترجمه بدينسان در ساحت آن كشت كه مژدگانى تو را اى كشت آرزوهاى چنانى به تدارك ريزش باران اغاثت قهرمانى مر دمسرديهاى خزان تعديات آسمانى را . پس اين شعر عرضه داشتم ، لمؤلفه
بشرى فقد اقبلت فيك المفاخر * بشرى فقد ادبرت منك البوايق
از آن زرع حاصل اين ترجمه برداشتم كه مژدگانى تو را اى روضهء آن ديار به مجىء و ذهاب مفاخر و بوايق روزگار . عرض كردم ، لمؤلفه
بشرى فقد صرت مارامه الولى * خلاقا لما شاء العدو المماذق
به ترجمه رسانيد كه مژدگانى تو را اى آن باغ كه به دست غبطت تو بر دل فردوس برين بسى داغ است ، به آنكه گرديدى چنان كه دوستان خواستندى و دشمنان به مشاطگى رشك و حسد چهرهء شاهد به غضا و شقاق تو بدان آراستندى . برخواندم كه ، لمؤلفه
لمقدم سلطان الورى عم عدله * نهالك فى روض المنى متباسق
ترجمه كرد كه به يمن قدوم پادشاه ميمون مقدم ، عمت معدلته جميع ابناء العالم ، در سرابوستان آمال درخت احوال تو اى همايون روضهء مينو تمثال سر به كيوان رسانيده و هبوب نسايم قدوم كريمش از