[ تشرف مؤلف بحضور فتحعلى شاه ]
ذكر تشرف مؤلف به شرف خاكبوس محضر مهر مثال خديو بيهمال به توسط معتمد الدولة العلية و وصف بار همايون و فتح زبان به نشر دعاى دولت روزافزون بعد از آنكه قصيدهء مسفوره به صح عالى آن درهء غالى بهاى تاج وزارت رسيد و مورد تحسين گرديد اين ذره را مصحوب خويش برابر خورشيد بردند ، لمؤلفه
الى طامى البحر شدت رحالى * لاستسقى الماء عطشان بالى
نخست كه قدم در صحن بار نهاد بهشتى ديد بر سطح زمين مشكل ، متضمن كاخى حامل آفتاب را ممثل . در آن فردوس بساط عيش مخلد بر داخلين گسترده و از هوس آن جنات عدن آب كوثر بر دهان آورده . كنار صحنش ايوانى مطرح اشعهء نظر افتاد ، به كمال علو كرسى همال . بر ايوان تختى زر به اقسام جواهر رخشان ترصيع يافته از غايت ارتفاع . . . « 1 » مثال .
بيت
بر تخت زر شاه جهان چون خور به تخت آسمان * پروين صفت بر دور آن شهزادگان يكسر همه
بر سر همه افسر زده ، بر لاله مشك تر زده * ز ايوان شه سر بر زده ، چون مهر از خاور همه
هامش
( 1 ) - يك كلمه ناخواناست .