پرويز نوشروان ادب ، كاوس افريدوننسب * كيخسرو نوذر حسب ، داراى بهمن فر همه
در رزم با برق يمن ، بر جان خصم آتش فكن * در بزم از خلق حسن ، جانبخش و جانپرور همه
و در موقف حضور اقدس آن بانى مبانى سعد ساحت نايرهافروز خرمن اهل تعدى ، رواج بخشاى ملت ، اول معلول حضرت قيوميت ، رشك افزاى حشمت و ثانى صاحب دعوت « هب لى ملكا لا ينبغى لاحد من بعدى » .
بيت
دستورهاى نكتهدان ، هريك ارسطو در بيان * كلك عطارد در بنان ، لوح قضا دفتر همه
بر دوش زرين جامهها ، بر دست مشكين خامهها * خطشان به رنگين نافهها ، از مشكتر خوشتر همه
بر كف چو مرغانشان قلم ، كايد برون از تيره نم * آب حيات آرد زدم ، آرد [ 62 پ ] عبير از پر همه
با خامهء مشكين سلب ، از خط به روز آورده شب * چون خط خوبان گرد لب ، ريحان و سيسنبر همه
هريك جاى برجاى ، آن صاحبان جاه آصف بن بر خياى با غايت ادب و حيا چنان كه دانى ايستاده و در بزم همايون جمشيدى و مشكوى ارم مثال خسروى ، مصراع : تا كاسهء پادشاه عادل گيرند ،