تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩

[ ذكر طواف دل به مطاف آن همايون آستان ]

ذكر طواف دل به مطاف طمع مثول آن همايون آستان و كفايت خرد اين مهم را پس از تقديم شرايط استكفا از آن چون به مقتضاى مفهوم ، لمؤلفه
و ما كاد ان نال امرء غاية المنى * و لا يتمنى بعده منه احسنا
دل بلهوس بعدما كه ورود موكب همايون خديو مرحمت مقرون را غايت امنيت مىپنداشتى و عاقبت در ساحت ادراك اين موهبت اعلام شادكامى كه لازمهء نيل امانى است بر قلهء قبهء شعرا افراشتى به دست علو همت نقش « عز من قنع » را از كارگاه نفس بسترد و توسن طمع تقبيل درگاه همايونش را خلع عذار نمود و مرائر هوس خاكبوس محضر اقدسش را مستحكم ساخت . هرچند نصحاى مشفق تجربت اندوختگان روزگار واقفان سود و زيان كار سلوك اين مرحله را به اداى اندرز ، مصراع
جرأت شير ندارى سفر عشق مكن
تحذيرات مىنمودند . يعنى بدان سبب كه شيفتگى دل زود ابتلا حسناى تراب درگاه اعلى را كه لغاية الوضوح مستغنى از اقامت دليل است با نهضت موكب اقدسش عما قريب كه اذكاى نواير قحسرات را كفيل است غايت تنافى دارد ، و بعدما كه دست فراق عنان شكيب از دست خاطر ربايد كه را مقدور است كه استرداد نمايد ، اللهم مگر ، لمؤلفه
مناجاة اسحار و دعوة احزاب * و رقة اصحاب وهمة اطياب