تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
و وجه خصوصيت مذكور ظاهرست و ارباب تدبر را مشهود راى مهرمآثر كه فلك‌زدهء دست خوش ستم ايام زمان و ستمديدهء پايمال جفاى ليالى دوران را مراتب حرمان بيقياس از مفاجات خبر مويس پس از حصول اطمينان به اقبال دادخواهى كذا ، تا به چه پايه از ديگران پيش خواهد بود . تطويل چيست . دست زرگر قضا در دار الضرب فراق سبيكهء زر مغشوش خاك اصفهان را در بوتهء انتظار موكب همايون خسروى مىگداخت . تا بعد از شهود خلوص عيار از سكهء وطأت قوايم اشهب گردون خرام پادشاهى چهرهء احوالش به نقش فخريه و مباهات ، لمولفه
آسمانا اين منم كز نعل خنگ شهريار * چار ماه نو به هرگامى عيان آورده‌ام يعنى اندر گوش اگر يك حلقهء طاعت تو راست * من به گوش آن را فزونتر از بيان آورده‌ام
منقش ساخت و در مصارف اضاءت ديدهء مهر تابان و انارت عيون سكان مكان اصفهان كه در ايام حرمان به اعماى هجران ملازم بوده‌اند زواجى زيادت از قدر متصورش ارزانى داشت . كما نقص عليك من نبائه بمشية اللّه تعالى .