تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١

[ فسخ عزيمت به اصفهان ]

ذكر دقيقهء حكمت فسخ عزيمت همايون شهريار معدلت شعار سليمان همال توجه اصفهان را در آن سال صورت شاهد اين معنى را در مرآت ضماير اهل دانش و فطنت و آيينهء خواطر ارباب بينش و حكمت ، زادهم اللّه تعالى ذكاء ، ايمن از مزاحمت و اخلال زنگ شكوك و ارتياب نمايشى است تمام و ارتسامى لا كلام كه لآلى رشيقه و يواقيت و شيقهء نعماى وارده و آلاى فايضه تزيين نحور شايسته احوال را اگرچه بسى درخورست كه ، مصراع
و للدر و الياقوت زينة
ولى در گردن حسناى حالت مترقبه‌اش مزيد زينت متصور كه ، مصراع
و لكنها فى جيد حسناء احسن
عاشق ناصبورى كه تلخيهاى حنظل انتظارش پيوسته كام مرام را تلخ دارد ، جلاب وصال جانانش را به مذاق روان اندر [ 52 پ ] زوايد مآثر عيان است ، لمؤلفه
و ان طاب وصل الغانيات لعاشق * و لكنها بعد الترقب اطيب
و مشتاق مهجورى كه دست تيرگيهاى شب هجرانش همواره پاى ثبات و قرار خاطر بر سنگ ناصبورى آرد ، شمع رخسار دل‌ستانش را مزيد اضاءت تؤامان ، لذت ديدار آفتاب آسمانى شب‌زنده‌دارى راست كه در انتظار شهود طلعتش سواد شامى با چشم ستاره‌بار و ديدهء اختر