تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
جز نقيض افاعيل يكديگر يك ره از قوه به فعل نيارند . به دست مرحمت شامل ابواب آرامش و رفاهيت بر چهرهء احوال آفريدگان گشاده و به يمن معدلت كامش اسباب آسايش و فراغت به جهت تمامت ابناى زمان آماده لمؤلفه
به دست رأفت شامل به روى خلق گشاد * ز شيخ و شاب و بد و نيك و بنده و آزاد كليد گنج عدالت طراز پادشهى * در مسرت و عيش و رفاه و نجح و بهى
شعر
القى هدى الرحمن اقليدا اليه * لان يفتح باب خيرات به
در خلال نگارش اين ستايش ، قلم حيرت توأم در تيه سرگردانى زمانى بس دراز و طولانىهايم بماند كه وصف جود ابر مطير كفش را كه تا منقرض اعصار و مختتم ادوار هرگاه راه ترقيم سپارد بلكه تمامت افنان اشجار را با خود در كتابت [ 50 ر ] منصب مشاركت ارزانى دارد هنوز نگارش شرذمه‌اى از آن را نيارد چگونه بر زبان آرد . طبع عجول عجالة الوقت را اين مصراعش القا كرد بىزيادوكمى ، لمؤلفه
جواد حكى جوده جود حاتم
عقل دقيقه‌ياب از سر عتاب بانگ برزد چنان كه بيم آن بود كه اعضاى خامه از دهشت به خود لرزد ، يعنى تجاهر خطائى را كذا چگونه اقدام نمائى . زهى بىانصافى ، يكره حيائى ! حاتم كيست و يا سخايش