تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
دوام دولت ابد انتما را مسلك اعطاى سائلين و انفاق مساكين مىپيمود . خدايا خودنمائى تا چند ! تو گواهى كه غالبا در انديشهء اين كارم كه مسلك معالجت مرض . . . « 1 » نفس مرائى را به قدم استعمال كدام دارو كه نيك سودمند تواند بود سپارم ، اللهم مگر آنكه كفايت اين كار را بر صفت امور ديگر به ذات يگانهء تو واگذارم . بالجمله چون در مطاوى اين داستان كرارا سخن از آن كتاب كه عنفوان شباب به طرز تجزية الامصار در منقبت زاكيهء خديو معدلت آثار و گزارش احوال خود در حرمان موكب همايون بعد از مراجعت از اصفهان به دار الخلافهء قاهره سمت نگارش و تاليف يافته در ميان آمد ، با آنكه به هيچ وجه وجود چنوئى را سمت اهليت و قابليت ايراد درين روزنامج از راه آنكه اين بنده مولف آن است حاصل نتوانستى بود و ليكن برحسب ميلان خاطر ايرادش در اين مقام بحسب مناسبت مباح نمود . [ 47 ر ]
هامش
( 1 ) - يك كلمه ناخوانا .