خدايش جزاى خير دهاد و ظل رأفتش جاويدان بر سر رهى پاينده باد . اگر نيك كردم زياده از پايهء استيهالم به تقديم شرايط التفات پرداخت ، و اگر بد نمودم لواى عفو و اغماض به قلهء قمهء عيوق افراخت .
با ظهور كبائر خطيئات هرگز به جانبم روى مبارك ترش نفرمود [ 46 پ ] و مسلك خشونت و عتاب و بازخواست نپيمود ، « نعم المولى هو و بئس العبدانا . » اما خدايش آگاه و بدينادعا گواه است كه احقاق حقوق اصطناعش را به اشارت اركان دعا مقابل مىداشتم و در سرّاء و ضرّاء لواى دعاگوئى و ثناجوئى ذات اقدس پادشاهى را چون هرآينه غايت امنيت شاهزاده بود مىافراشتم و همت به موجبات حصول دعاى ضعفا نيز به جهت دوام دولت قاهرهء قهرمانيه مىگماشتم و در عرض مدت هفت سال دست رد بر سينهء شوال سائلى ننهادم و از جزئى و كلى ، قليل يا كثير آن مقدار كه منطقهء قدرت احاطت بر انفاق آن داشت به هرفرد از ارباب مكنت و نياز استدامت عمر و دولت خديو بىكفو و انباز را مىرسانيدم و به حكم التزام پاى عامهء ارباب مسئلت را در دائرهء اين صدقهء مستمره مىكشانيدم ، تا مبادا از جمع ضعفا و نيازمندان به فوز دعاى تنى سلامت ذات اقدس را فايز نگردم و گوهر ناياب « دعاء السائل على المعطى لا يرد » را از چنگ احوال همايون خديو معدلت مقرون كه رقاب احوال زمرهء آفرينش را به طوق ايادى شاهانه مطوق دارد و به نشر انوار معدلت و عارفت همهء همت خسروانه مىگمارد به رايگانى فرو گذارم . چه به حسب واقع جز ذات اقدسش معطى نتواند بود ، زيرا كه فواضل نعمتهاى آن ذات همايون است . اگر رهى بدانها استحصال دعاى
جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 139
مساهمون: ايرج افشار
ص١٣٩