داشت ، لمؤلفه
و زان رحمت كه فضلش نيز نام است
ناقصان را با كاملان و مشركان را با موحدان و كافران را با مؤمنان در ساحت احوال رايت مكنت تكافو و رتبت تشارك و قدرت همسرى افراشت كه
« ما تَرى فِي خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ » ،
لمؤلفه
چه سان يا رد زبان در كام وصف فضل يار ما * كه از آن ناقصان را همسر خود ديده كاملها
پيدائى پنهان كه آفتاب جمال عالم آرايش را « الذى اضاء له كل شىء » از هر ذرهاى از ذرات ممكنات ظهوريست تمام .
رباعيه
اى نور تو از عالم و آدم همه پيدا * يا نور النور
خورشيد جمال تو ز هر ذره هويدا * الغيرك من الظهور
هم از همه پيدايى و هم از همه پنهان * يا ظاهر يا خفى
از جملهء عالم همه پنهانى و پيدا * من كل ظل و حرور
پنهانى پيدا به چشم دل اهل ايقان كه عكس وجه لا يزالش را « الذى هو باق بعد [ 47 پ ] فناء كل شىء » در مراياى مظاهر نمايشى است لا كلام ، لمؤلفه