كنك گفت مأمول ترا اجابت قبول كردم ، بازگرد . وزير با خدمت راى رجوع نمود با انجاح مطالب و مآرب . و كنك با ولايت خود معاودت كرد ؛ [ و او ] آخرين پادشاهان لگتورمان ( 1 ) بود . زمانه چنان او را مساعدت و مرافدت نمود كه همه دفاين مقتدايان بيافت و بدان مستظهر و مغرور شد . ناگاه ارتكاب قبيحه نمود . خلايق شكايت او به وزير مىكردند . وزير او را جهت تأديب بگرفت و حبس كرد ، و ديگر بار بر ملك مستولى شد .
و بعد از وفات او براهمه سامند ( 2 ) پادشاه شد ، و بعد از او آنان دپلا ( 3 ) ، و بعد از او بهيم [ پالا ] ( 4 ) ، و بعد از او جيپال ، و بعد از او مهپال ( 5 ) ، و بعد از او هند و جيپال ( 6 ) ، و در سنهء اثنتى عشرة و اربعمايه كشته شد ، و پسر او بهيمپال ( 7 ) بعد از او به پنج سال حاكم شد ، و به او پادشاهى هند منقضى شد ، و دولت هنود منقرض گشت ، و از آن خاندان هيچكس نماند .
فصل هفتم در تواريخ ( سل : تاريخ ) بعضى پادشاهان ديار هند كه در ابتداء دور اوّلين كريتيوگ ( 8 ) بودهاند تا غايت ( سل : اين ) وقت ، و اللّه اعلم
در تقرير و روايت كمالشرى بخشى ( 9 ) كتب تواريخ اهل هند فراواناند ( سل :
است ) امّا به سبب اختلاف زمان و بعد مسافت به ديار ايران نرسيده وى را اختلاف دين و اعتقاد اهل اسلام به ايشان و پادشاهان و تواريخ ايشان ملتفت نشدهاند ، امّا حكايت بعضى پادشاهان معتبر بر سبيل اجلال و ايجاز برشمرده مىشود .
مىگويند از ابتداى دور اوّلين كريتيوگ ( 10 ) شخصى بزرگ داناى صاحب راى و
جامع التواريخ ( تاريخ هند و سند و كشمير ) ( فارسى ) — صفحة 269
مساهمون: محمد روشن
ص٢٦٩