فرهنگ بوده كاشى پررانت ( 1 ) نام يعنى كدخداى [ سل : كيخداى ] دنيا ، [ و ] او را زنى بوده آدت ( 2 ) نام ، از ايشان پسرى در وجود آمده نام او ( 3 ) تريسنگ ( 4 ) ، او را پدر به پادشاهى بنشاند ، و خود در زاويهاى خلوت اختيار كرد .
تريسنك بعد از وفات پدر از بهر سلوت روح پدر خيرى مىكرد . فريشتهاى كه او را اندر ( 5 ) نام است ، در بهشت متبسّم مىشد . اهل بهشت موجب تبسّم از او سؤال كردند . اندر گفت بر تريسنك مىخندم كه او از بهر روح پدر خيرات مىكند ، و او را پسر نخواهد بود كه از بهر او خير كند . ساير فرشتگان شفاعت كردند . ساير فريشتگان شفاعت كردند كه دعا كن تا خداى تعالى او را فرزندى دهد .
اندر گفت اين كار به دست من نيست . از من بزرگتر هستند كه اين كار به دست ايشان برآيد . فريشتگان گفتند كه ايشان را نيز هم تو شفاعت كن . اندر پيش مقرّبان حضرت حق شفاعت و تضرّع و ابتهال كرد ، و دست به آسمان كه قبلهء حاجات و دعاست برداشت تا حقتعالى تريشنك را فرزند دهد . مقرّبان حضرت به جواب گفتند كه اگر نيز او را فرزند باشد ، عمر او شانزده سال مقدّر افزون نيست ، و ما او را از دار دنيا بخواهيم بردن . تريشنگ گفت مرا اينقدر عمر كفاف است كه روى فرزند ببينم ، چه اعتقاد براهمه آن است كه هركرا فرزند نيست ، اين جهانش نيست ؛ و چون پدر را فرزند پديد آمد از همه گناهان پاك و آزاد شد و با گردن فرزند افتاد . بعد از آن تريسنك ماهيشور ( 6 ) را به يارى خواند و خيرات كرد ، و او آتشپرست بود ، و اعتقاد
هامش
( ( 1 ) .Kas ? yapa praj pati .)
( ( 2 ) .Aditi ( Aditya ) .)
( ( 3 ) . از نسخهء « تو » و نيز « سل » عبارتى افتاده است ؛ چون نسخهء منقول متن چاپى ما نيز ، فشرده و نارسا است ، از ترجمهء عربى نقل مىكنم :
[ فولدت منه ولدا ذكرا حسن الصورة اسمه اديتى معناه الشمس فلمّا بلغ سنه خمس عشرة سنة تأهّل بامراة حسناء طويلة القامة وسيعة الجبهة عريضه الصدر و الكنف كبيرة العينين فاتت له بولد ذكر سمّاه سورى و بيش فلما بلغ عمره الى عشرين سنة ملك ملكا كثيرا و قتل ملوكا كثيره حتّى سمّاه اهل الهند ذا القرنين لكثرة ملكه و سعة جاهه فلم يزل حاكما مستوليا حتّى نزل رسول الميّت فسلم الملك و المملكه الى ولده انرى شنك . . . [ 2068 ] ] )
( ( 4 ) .Tris ? anku .)
( ( 5 ) .Indra .)
( ( 6 ) .mahes ? vara ( Mahi ? s ? war ) .)