[ إِلى أَهْلِها ( * )
اكنون اگر چيزى ديگر كه سبب وجود شخصى باشد ، و از آن احتراز توان كردن و ميّسر گردد بالضّرورة از آن اختيار ؟ ؟ ؟ ، و آن غذا است كه حقّ و مال ديگرى است و به سعى غيرى حاصل ؟ ؟ ؟ چون من از آن بخورم ، عبادتى كه كنم هرآينه به قوّت آن غذاى غير ؟ ؟ ؟ ، و هركارى كه كنم همچنين ؛ و فرزندى كه در وجود آيد هم از آن غذا باشد ؛ و هرچند حرامزاده كسى را گويند كه مادر او خطايى كرده باشد ، و اگر پدر او خطايى كرده باشد او را حرامزاده نگويند ، ليكن پدر او نيز معصوم باشد و بهتر چون مادّهء نطفهء او از لقمهء حلال بود ، و هيچكس را در آن حقّى نباشد بهتر ، و نسل طاهر تامّ من كلّ الوجوه آن تواند بود ؛ و الّا اگر آن كس كه غذاى او خورده باشد برابر نيستند .
و چنانچه معهود است گويند فلان كس بنده و پروردهء من است ، و فلان كس را اگر بكاوى تا به مغز استخوانش از نان ما است ، و فرزندان او نيز به نعمت من پرورده شدهاند ؛ و هرچند چنين است ليكن آنچه در غذا ناخوردن يكديگر محتاج ، كه اگر انفراد و تجريد جويند امور عالم مهمل ماند ، و هركس را آن معنى ميسّر نشود . لاجرم از آن اصطلاح كه فلان غذاى من خورده و به سبب غذاى من فرزندان او در وجود آمده ، نگفتهاند كه اين خلل واقع نگردد .
چه اگر نه سبب اين خلل بودى ، و حقتعالى فرموده ،
يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ
( * * ) .
آنچه گويند فلان را مغز استخوان ما است بدين تقدير نطفهء او نيز از لقمهء او باشد بلا كلام . و سبب و جو ؟ ؟ ؟ فرزندان او از روى تناسل و توالد پدر و مادر ، و از روى مادهء نطفه از آن شخص ولى نعمت باشد . و اگر كسى تواند كردن كه نطفهء او از ولى نعمتى ديگر نباشد ، و توكّل و اعتماد به رحمت حق كرده ، خود ]
هامش
( ( * ) . النساء : 58 . )
( ( * * ) . البقرة : 185 . )